و به جهت خود پرستى و خود نمايى آن چنان ساقط مىشود كه پستتر از هر موجود پليد مىگردد .
آن چه كه هدف نهايى وجدانها و پيامبران و مصلحين راد مرد است ، تنها يك كلمه است و آن اين است كه : « بياييد بالاتر ) ) شما خواهيد گفت : من كه مانند يونس عليه السلام در شكم ماهى در درياى طبيعت مخفى شدهام و اين همه ديوارهاى ضخيم در مقابل من قرار گرفته است ، چگونه اين همه سدها را بشكنم و موانع را از ميان بردارم و بالاتر بيايم ؟ بلى ، ما هم با شما هم صدا هستيم ، مطلب شما را عين واقعيت مىدانيم ، اما تمام حرفهاى مربيان عالى مقام بشرى در اين جملهء مختصر خلاصه مىشود : شما كه توانستهايد سر از خاك تيره بلند كرده ، ( خود ) براى خويشتن احساس كنيد ، آن گاه از خود تجاوز كرده ، با اين كه در لابلاى ماده پوشيده شدهايد دانش بيندوزيد ، و ترقيات و كمالات عالى را نصيب بشريت بسازيد ، شما كه توانستهايد ابراهيم خليل و موسى و عيسى و محمد صلى الله عليه و آله را در جوامع همين انسانهاى خاكى مشاهده كنيد شما كه با چشمان خود صدها سقراط ديدهايد كه حيات خود را در راه دفاع از انسانيت زير پا گذاشتهاند ، شما كه صدها ابو ذر ديدهايد كه با تمام بىنوايى در صدد رسانيدن مردم به نوا ، جان خود را پس از چه شكنجه هاى دردناك از دست دادهاند . مگر گاندى از نوع شما انسانها نبود .
درست دقت كنيد : مىگويم : آيا هوگو و تولستوى و داستايوسكى . . . هر يك جهانى در شكم ماهى بدن جسمانى در درياى طبيعت نبودند ؟ از روى اعتقاد مىگويم : اگر اين راد مردان را كه نامشان اميد بخش آدميان و وجودشان زينت بخش اين خاكدان است - نه تنها در ميان درياى طبيعت در شكم ماهى بدن ، بلكه اگر آنها را در ميان ميلياردها ديوار تو در تو از مادهء آهنين هم مىگذاشتند ، بدان جهت كه از نعمت عظماى خود هشيارى بهره مند شده بودند ، همان ميلياردها ديوار
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 423
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢٣