آيا ما دو معبد داريم : معبد مجازى و معبد حقيقى ؟
ويكتور هوگو مىگويد : « از اين لحاظ ، چون يك دير بر سر راهمان قرار گرفت ، بر ما لازم بود كه وارد آن شويم ، چرا ؟ زيرا كه دير به شرق نيز چون به غرب ، به روزگار قديم چون به زمان جديد ، به بت پرستى و بودويت و اسلام نيز چون به مسيحيت اختصاص دارد ، يكى از دستگاه هاى بصرى است كه به دست آدمى رو به لا يتناهى نصب شده است . اينجا هيچ جاى آن نيست كه بعض افكار را بيش از اندازه بسط دهيم ، با اين همه ، هم در آن حال كه ملاحظات و قيود و بيزارىهامان را مطلقاً محفوظ مىداريم بايد بگوييم : كه در هر دفعه كه لا يتناها را در آدمى مىبينيم . خواه خوب ادراك شده باشد يا بد ، احساس مىكنيم كه احترام بر وجودمان چيره شده است . در كنيسه ، در مسجد ، در بت خانه ، در صومعه يك جنبهء زشت هست كه از آن بيزاريم و يك جنبهء عالى كه مىستاييمش - چه خوش سير و سلوكى است براى روح و چه مكاشفهء بىكرانى است تشعشع انوار خدايى بر ديوار آدمى . » ( 1 ) عبارات فوق را كه از هوگو نقل كرديم ، با در نظر گرفتن قيود و احتياطى كه اين قبيل متفكران و الا مقام منظور نمودهاند ، گوياتر و عالىتر از نظريهء جلال الدين در بارهء