تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
اگر چيزى جز خدا در هدف ما دخالت كند ، همه چيز و همه چيز ما مجاز است ، خواه مسجد باشد و خواه درون مربيان ما و اگر در هدف ما جز خدا چيزى تأثير ندارد ، همهء هدف گيرىهاى ما حقيقت است خواه مسجد باشد و خواه درون مربيان ما . مگر خود جلال الدين در همين كتاب مثنوى بارها از فساد شيادان مرشد نما داد نمىزند ؟ مگر اين مربيان حرفه‌اى را به باد انتقاد نمىگيرد ؟ پس مربيان ما هم مردان حقيقى دارند و مجازى ، پس انقسام به حقيقت و مجاز مخصوص به مسجد نمىباشد . از يك نظر ديگر كه كمى دقيقتر است مىگوييم : اصلا مقايسه ميان مسجد و درون قافله سالاران الهى جهان بشريت بدين شكل بايستى مطرح شود : اگر مسجد حقيقتاً معبد است . مسلما به جهت آجر و گل و در و ديوار و سقفش نيست ، بلكه جايگاهى است كه تمام افكار و تخيلات و فعاليتهاى روحى را متمركز نموده به سوى خدا متوجه مىسازد . اين معنى اگر در درون مربيان الهى وجود داشته باشد باز به عنوان همان وسيله منظور مىگردد نه به عنوان مقصد نهايى كاروانيان بشرى . اگر معبد و درون مربيان بشرى با اغراض غير الهى آلوده شود ، هر دو مقوله انحرافى است گمراه كننده و هيچ فرد بشرى از آن معبد و دل نمىتواند وارد بارگاه ربوبى شود ، بلكه اگر معبد واقعاً معبد بوده باشد ، احتمال آلايش و پرستش غير خدا خيلى كمتر است از كرنش و تسليم به درون يك مربى آدمى كه به جهت سنخيت و ارتباط نوعى ممكن است به پرستش او منجر شو . پس ما بايد به درون خانهء الهى راهيابى داشته باشيم و بدانيم كه : « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله » 2 : 115 ( به هر طرف كه رو بگردانيد روى خدايى را در آن خواهيد ديد ) . آرى همه جا در همه حال براى مرد خدا معبد است ، پاك شويم و قدم در معبد بگذاريم و به سوى بىنهايت به پرواز در آييم . و اگر اخلاص نداشته و آلوده باشيم به قول شيخ بهايى و عراقى