« مقصود از امت واحده مردم پيش از نوح بودند كه فقط به فطرت خود عمل مىكردند ، نه هدايتى داشتند نه ضلالتى ، آن گاه خداوند پيامبران را فرستاد . . . » ( 1 ) با نظر به همين دو عامل است كه مىگوييم : دين اسلام كه به وسيله محمد بن عبد اللَّه صلى الله عليه و آله به مردم تبليغ شده است ، باطل كنندهء اديان قبلى نبوده ، بلكه همان شريعت نوح و دين حنيف ابراهيم است كه خداوند در مواردى از قرآن مجيد تذكر داده است . اين است دين اسلام كه از حضرت ( نوح ) و ما قبل او تا زمان پيامبر اكرم دين الهى مردم بوده است . نهايت امر گذشت دورانها كه همراه با بازيگرى تحريف كنندگان كلمات الهى بوده ، اديان الهى گذشته را به شكلى در آورده است كه دين اسلام مانند يك عده عقايد و احكام كاملًا تازه تلقى شده است . اما خصوصيت و مزاياى دين اسلام كه مربوط به خود دين بوده باشد ، عبارت است از آن احكام و مقررات فردى و اجتماعى كه در زمان ظهور پيامبر اسلام شرايط تبليغ آنها آماده شده و همان اسلام كه يگانه دين الهى تمام قرون و اعصار است براى ابد به وسيله پيامبر اسلام به مردم رسيد . از همين جا است كه ادعاى بعضى از فرقه بازان و مقام پرستانى كه در بعضى از جوامع پيدا شده مىگويند : دين اسلام مربوط به گذشته است و ما دين تكامل يافته ترى را به حسب تكامل انسانها آوردهايم ، پوچترين ادعا است كه نابخردانى را به خود مشغول ساخته است . اين اشخاص بىاطلاع از حقيقت و حكمت اديان ، نمىدانند يا نمىخواهند بدانند كه دين خدا در هيچ دورهاى از دورانها نقص نداشته است كه دورهء بعدى احتياج به فرستادن دين تازه و مخالف داشته باشد . در هر دوره دينى كه وجود داشته است كاملترين برنامهء زندگى مادى و معنوى مردم آن دوران بوده است ، تنها چيزى كه هست اين است كه خصوصيات و مزاياى اديان كه گفته مىشود : باعث نسخ دين گذشته بوده است ، آن اديان را از يكديگر متمايز مىساخت و اين تمايز را به عنوان تكامل
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 338
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٨
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، طبرسى ص 306 . .