تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
( ( 2900 ) ) گر بكاوى كوشش اهل مجاز توبهء تو گنده بود همچون پياز

مواظب باشيد ، در بنيان ساختمان زندگانى مادى و معنوى خود خشت اول را كج نگذاريد

بعضى از نقاط در زندگى انسانى وجود دارد كه خمير مايهء حيات او محسوب مىشود ، اشتباه و لغزش در اين گونه نقاط ، تمام سطوح زندگى انسانى را ساليان دراز شايد هم يك عمر طولانى مشوش و منحرف مىسازد . اشخاصى كه مرتكب چنين اشتباهى مىشوند ، خشت اول بنيان حيات خود را كج مىگذارند . اگر ديوار زندگى آنان در همان مراحل اوليه فرو نريزد ، اگر آن ديوار امتداد داشته باشد ، تا آخرين خشت كج خواهد بود . اين يك مطلب صحيح نيست كه بدون محاسبهء دقيق بنشينيم و بگذاريم دو اقيانوس متلاطم جهان طبيعت و انسانها هر نقشه‌اى كه دارند در موجوديت ما پياده كنند ، اگر شما بخواهيد : ساخته شدهء طبيعت و انسانها باشيد ، اين دو عامل به آسانى مىتوانند در بيست و چهار ساعت از شما آدم خوب يا بىطرف از خوبى و بدى ، يا يك جلاد خون آشام بسازند ، چنان كه اگر بخواهيد خودتان را بسازيد ، ممكن است با يك انقلاب روحى و محاسبهء دقيق به صورت يكى از قهرمانان بشرى در آييد كه مىتوانند انسانها و طبيعت را رهبرى كنند . واحدهايى در گردونهء زندگانى ما دخالت مىكند كه تمام فعاليتهاى ما را رنگ آميزى مىنمايد . اگر هم در موقع ريشه گرفتن عناصر ناشايست در گردونهء حيات ما ، فعاليتهايى در ظاهر امر معمولى و منطقى مشاهده شود ، اگر به همان مشاهده قناعت كنيم ، معلوم مىشود درك و فهم ما خيلى سطحىتر از آن است كه گمان مىكنيم ، زيرا اگر براى درك حقيقت و ارزش يا بى آن ، فعاليت تحليل منطقى انجام بدهيم ، با ريشه هاى آن عناصر ناشايست روبه رو خواهيم گشت كه به طور
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 318 | محمد تقي جعفري