تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
تبه كار كمرها را به جهت نفاق و صورت سازى و منحرف ساختن دين به ميان بسته‌اند . آنان براى ويران كردن مسجد قبا كمرها بر قباى خود بسته‌اند . مثل اينان همان مثل اصحاب فيل است كه براى ويران ساختن بيت الحرام آمدند ، خداوند آتش در دودمانشان بر افروخت ، آنان قصد خانهء كعبه را كرده بودند ، اما دست انتقام الهى با آنها چه كرد ؟ برو داستانشان را در قرآن مجيد بخوان . سيه رويان دين وسيله‌اى جز حيله و مكر نمىشناسند . هر يك از ياران پيامبر جريان واقعى مسجد ضرار را بىپرده و به طور عيان در خواب مشاهده كردند و براز نهفته‌اى كه در آن بود يقين كردند . اگر من شرح خوابهاى ياران پيامبر را بىپرده و يكايك بگويم ، شكاكين و دير باوران نيز صفايى از روى يقين به دست خواهند آورد ، ولى من از كشف راز آنان خوددارى مىكنم ، چون نازنيناند ، بايستى نازشان را بكشم آنان شرع را نه از روى تقليد ، بلكه از روى تحقيق و عيان پذيرفته ، بدون احتياج به آزمايش با محك جانشان نقدينهء شرع پاك را گرفته‌اند . حكمت قرآنى گمشدهء مرد با ايمان است ، هر كسى در بارهء گمشدهء محبوبش يقين به شايستگى دارد .