تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥

كامل در درون ما مشغول فعاليت باشند . ( 1 ) بلكه ما گاهى با يك دريافت بديهى و همچنين در بررسىهاى علمى يك رهبرى نافذ در درون خود احساس مىكنيم كه در فعاليتهاى دل و عقل دخالت مىورزد ، ممكن است نام اين رهبر را روح بگذاريم و مىتوانيم مطابق روش جلال الدين آن را عقل كل يا عقل كلى بناميم و به كار بردن ( من ) به طور عمومى هم مانعى ندارد . اين رهبرى از طرف هر نيرو كه باشد ، مىتواند اختيارى را در توجيه فعاليتهاى عقلى و قلبى براى انسان اثبات كند . بلى ، درست است كه اين دو نيروى شگرف در اختيار ما نيست ، اما به طور محسوس مىبينيم كه شخصى كه به رياضيات علاقه مند است فعاليتهاى عقلانى خود را در اين راه به كار مىاندازد و از نيروى مزبور در قلمرو رياضيات بهره بردارى مىكند و همچنين مىتوان فعاليتهاى قلبى را در جهت يا بى و هدفهاى زندگى مادى با انواع گوناگونش و در هدفهاى زندگى معنوى با اقسام مختلفش به جوش و خروش آورد . اگر ما با آن نيروى فوق ، توانايى رهبرى فعاليتهاى عقل و قلب را دارا نبوديم ، مسئلهء تعليم و تربيت و تجسيمات و تلقينات نمىتوانست در ما اثرى ايجاد كند ، اگر توانايى فوق را نداشتيم ، مسئلهء شخصيت و مسئوليت و احساس تكليف و هر چه كه ملاك انسانيت ايده آل است پوچ و نامفهوم بود . جاى ترديد نيست كه هيچ حقيقتى بدون دخالت اختيار نمىتواند ملاك انسانيت ايده آل باشد .

هامش
( 1 ) بحث ما در اين مورد در بارهء آن اصطلاح از دل و عقل و واقعيات است كه در قلمرو روان شناسى و ساير علوم مربوط مىخوانيم ، نه در بارهء اصطلاحات فلسفى كه مكاتب مختلف ابراز مىدارند . مثلًا عقل را گاهى فعال مطلق درون انسانى معرفى مىكنند ، يا دل را عين جان و روح مىنامند . . .