تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
( ( 2899 ) ) خلم بهتر از چنين حلم اى خدا كه كند از نور ايمانم جدا

در مقابل فرو ريختن بنيان ايده آل حلم و بردبارى چه معنى مىدهد ؟

در توصيف وضع انسانهاى دوران ما كه مىتواند به عنوان يك شناسنامهء عمومى يا اكثريت تلقى شود ، اين جمله است كه : « انسان موجودى است كه با هر وضعى مىسازد و در هيچ جا ريشش گير نمىكند » آن گاه نام اين بىشخصيتى را با تمام جرئت و پر رويى حلم و بردبارى مىگذارد ، اين بىشخصيتى نام ديگرى هم دارد كه آن را قدرت سازش مىگويند ، يك اسم پر طنطنه و پر طمطراق ديگرى هم دارد كه سياستش مىگويند . بىچاره كلمهء حلم و بردبارى و سياست كه قرنها است ورشكستگى آنها ثابت شده ، ولى چون ادارهء تصفيهء سود جويان نمىخواهد به تصفيهء حساب خود دست بزند ، لذا رسماً اعلام ورشكستگى آن كلمات را نكرده است ، شايد براى هميشه بازار رواجى داشته مانند نقدينهء ضرورى وسيلهء تبادل و استهلاك انسانها خواهد بود . به هر حال در ميان عاميان مثلى است ، مىگويند : چند نفر دزد و اوباش وارد خانهء شخصى شدند و دست به يغماگرى گشودند ، صاحب خانه ايستاده بود ، فرزندانش گفتند : آقا جان مگر نمىبينى موجودىهاى خانه مان را مىبرند ، چرا معطلى ؟ صاحب خانه مىگويد : عصبانى نشويد ، شكيبايى داشته باشيد ، بگذاريد ببينيم : چه مىكنند ؟ پس از آن به سراغ زن و دخترش رفتند ، صاحب خانه كه معدن حلم و شكيبايى بود با قيافهء بسيار آرام تماشا مىكرد و فرزندانش را به حلم و بردبارى دستور مىداد ، نوبت فرزندانش شد . . . بناى داد و فرياد گذاشتند ، حلم و صبر صاحب خانه مانع از جلوگيرى بود تا به سراغ كاردى رفتند كه خود صاحب خانه را راحت كنند ، حلم و حس مهمان دوستى آقا باعث شد كه جلو افتاده آنها را به جايى كه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 316 | محمد تقي جعفري