تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
( ( 2907 ) ) واقعات ار باز گويم يك به يك پس يقين گردد صفا بر اهل شك ( ( 2908 ) ) ليك مىترسم ز كشف رازشان نازنينانند و زيبد نازشان ( ( 2909 ) ) شرع بىتقليد مىپذرفته اند بىمحك آن نقد را بگرفته اند ( ( 2910 ) ) حكمت قرآن چو ضالَّهء مؤمن است هر كسى در ضالَّهء خود موقن است

آيه

« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ اَلْفِيلِ . أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ 105 : 1 - 2 . . . » ( 1 ) ( آيا نمىبينى خداى تو با اصحاب فيل چه كرد ؟ آيا حيله گرى آنها را در گمراهى قرار نداد ؟ )

( ( 2894 ) ) دل به دستم نيست همچون ديد چشم ور نه دل را سوزمى اين دم به خشم

آيا دل و فعاليتهاى آن در اختيار آدمى نيست ؟

اين مسئله احتياج به توضيح بيشترى دارد : كه آيا دل و فعاليتهاى آن در اختيار آدمى هست يا نه ؟ آن چه كه به نظر مىرسد اين است كه بايستى ميان خود دل و فعاليتها و اقسام آن در اين مسئله تفاوتى بگذاريم ، مانند خود عقل . جاى ترديد نيست كه خود موجوديت دل و عقل آدمى و نيروهايى كه در آن دو مخفى است ، خارج از اختيار انسانى است ، تصرف اختيارى در آنها مانند تصرف اختيارى در ساير اعضاى جسمانى است ، به اين معنى كه چنان كه موجوديت يك عضو مثلًا گوش با ساختمان عضوى مخصوص كه دارد ، مىتواند در اختيار آدمى قرار بگيرد ، ولى كوچكترين ايجاد تغيير در آن ، موجب دگرگونى
هامش
( 1 ) سوره فيل ، آيهء 1 و 2 . .