( ( 2869 ) ) چون نشانى چند از اسرارشان
در ميان آورد بد شد كارشان
( ( 2870 ) ) قاصدان زو باز گشتند آن زمان
حاش للَّه حاش للَّه دم زنان
( ( 2871 ) ) هر منافق مصحفى زير بغل
سوى پيغمبر بياورد از دغل
( ( 2872 ) ) بهر سوگندان كه ايمان جنتى است
ز آنكه سوگندان كژان را سنتى است
( ( 2873 ) ) چون ندارد مرد كژ در دين وفا
هر زمانى بشكند سوگند را
( ( 2874 ) ) راستان را حاجت سوگند نيست
ز انكه ايشان را دو چشم روشنى است
( ( 2875 ) ) نقض ميثاق و عهود از احمقى است
حفظ ايمان و وفا كار تقى است
( ( 2876 ) ) گفت پيغمبر كه سوگند شما
راست گيرم يا كه پيغام خدا ؟
( ( 2881 ) ) مهر بر گوش شما بنهاد حق
تا به آواز خدا نارد سبق
( ( 2882 ) ) نك صريح آواز حق مىآيدم
همچو صاف از درد مىپالايدم
( ( 2883 ) ) همچنان كه موسى از سوى درخت
بانگ حق بشنيد كاى مسعود بخت
( ( 2884 ) ) از درخت انى انا الله مىشنيد
با كلام انوار مىآمد پديد
( ( 2885 ) ) چون ز نور وحى وا مىماندند
باز نو سوگندها مىخواندند
( ( 2886 ) ) چون خدا سوگند را خوانده سپر
كى نهد اسپر ز كف پيكارگر
( ( 2887 ) ) باز پيغمبر به تكذيب صريح
قد كذبتم گفت با ايشان فصيح
آيه
« وَاَلَّذِينَ اِتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ الله وَرَسُولَه مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا اَلْحُسْنى وَالله يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ . لا تَقُمْ فِيه أَبَداً ، لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى اَلتَّقْوى مِنْ أَوَّلِ