شكايت قاضى از آفت قضا و جواب گفتن نايب قاضى مر او را
( ( 2744 ) ) قاضيى بنشاندند و مىگريست
گفت نايب قاضيا گريه ز چيست ؟
( ( 2745 ) ) اين نه وقت گريه و فرياد توست
وقت شادى و مبارك باد توست
( ( 2746 ) ) گفت آه چون حكم راند بىدلى
در ميان آن دو عالم جاهلى
( ( 2747 ) ) آن دو خصم از واقعهء خود واقفند
قاضى مسكين چه داند ز ان دو بند
( ( 2748 ) ) جاهل است و غافل است از حالشان
چون رود در خونشان و مالشان
( ( 2749 ) ) گفت خصمان عالمند و علتى
جاهلى تو ليك شمع ملتى
( ( 2750 ) ) ز انكه تو علت ندارى در ميان
آن فراغت هست نور ديده گان
( ( 2751 ) ) و ان دو عالم را غرضشان كور كرد
علمشان را علت اندر گور كرد
( ( 2752 ) ) جهل را بىعلتى عالم كند
علم را علت كژ و ظالم كند
( ( 2753 ) ) تا تو رشوت نستدى بيننده اى
چون طمع كردى ضرير و بنده اى
( ( 2754 ) ) از هوا من خوى را وا كرده ام
لقمه هاى شهوتى كم خورده ام
( ( 2755 ) ) چاشنى گير دلم شد با فراغ
راست را داند حقيقت از دروغ
آيه
« وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَتُدْلُوا بِها إِلَى اَلْحُكَّامِ » 2 : 188 ( 1 ) ( اموال خود را در بين خودتان با اسباب باطل نخوريد به حكام رشوه ندهيد [ و يا تا به حكام رشوه بدهيد . ) ]
روايت
1 - الرشوة كفر با الله العظيم . » ( 2 ) ( رشوه كفر به خداى بزرگ است . )
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيهء 188 . .
( 2 ) مكاسب ، شيخ مرتضى انصارى ص 30 . .