موضوع دوم - ترتيب اثر و نتيجهاى را كه راست و دروغ در خارج از گوينده در اجتماع ايجاد خواهد كرد ، همانطور كه فقها و اخلاقيون گفتهاند : حسن و قبح دو امر ذاتى غير قابل تفكيك راست و دروغ نمىباشد ، بلكه قابل تغيير و انعطاف هستند . در آن هنگام كه براى جلوگيرى از يك فتنه و فساد قابل اهميت ، دروغ مىگوييم ، منفى شدن فساد در مقابل عدم تطابق درون انسانى با گفته اش ( دروغ ) قرار مىگيرد ، يعنى مثلًا وقوع توهين بر يك شخص واقعيت داشته است و من آن را ديدهام و مىدانم ، وقتى كه با اطلاع شخص توهين شده ، افراد يا شايد گروه هايى به كشتار همديگر خواهند برخاست ، من اين جملهء دروغ را مىگويم كه : نه هرگز ، من از فلان كس در بارهء آن شخص توهين نشنيدهام ( 1 ) در اين حادثه واقعيت در مقابل اثر خارجى ( امكان كشتار ) قرار گرفته است . آدمى كه در اين مورد بايستى دروغ بگويد : نمىتواند واقعيت توهين را از صحنهء هستى بشويد ، زيرا چنان كه مىدانيم : واقعيت به وجود آمده و در سلسلهء هستى بجريان افتاده است ( توهين صورت گرفته است ) و او هم اين واقعيت را مىداند ، بلكه با اين دروغ كه ( توهين صورت نگرفته است ) ذهن شنونده يا شنوندگان را به جهت اهميت اثر خارجى از آن واقعيت كنار مىزند و نمىگذارد با واقعيت روبه رو شود ، نظير اين كه غذاى مسمومى را كه واقعيت دارد ، از جلو او بر مىدارد و چنين وانمود مىكند كه غذايى وجود ندارد . تبصرهء 1 : اين كه سعدى مىگويد : « دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است » مطلب روشنى نيست و احتياج به دقت بيشترى دارد ، زيرا آن چه كه عقل و وجدان مىگويد و از منابع اسلامى بر مىآيد : دروغى تجويز شده است كه فتنهاى را بر طرف
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 270
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٠
هامش
( 1 ) فرض اينست كه راه اثبات توهين ، منحصر به گفته من است . .