آيا راست گفتن ذاتاً نيكو و دروغ گفتن ذاتاً بد است ؟
آيا دروغ گفتن مانند ظلم داراى قبح ذاتى و صد در صد و راست گفتن داراى حسن و ضرورت ذاتى و صد در صد مىباشد يا نه ؟ فقها و اخلاقيون مىگويند : راست گفتن مقتضى حسن و دروغ گفتن مقتضى قبح است ، يعنى حسن و نيكويى راست گفتن و قبح دروغ گفتن ذاتى و صد درصد نيست ، بلكه هر يك از آنها خاصيت خود را در فى نفسه اقتضا مىكنند . به همين جهت است كه ممكن است انگيزهاى به وجود بيايد كه راست گفتن را قبيح نمايد ، چنان كه فرض كنيم : اگر من يك جملهء راست بگويم دو فرد يا دو گروه از انسانها به جنگ و ستيزه خواهند پرداخت و اگر دروغ بگويم ، اصلاح خواهند گشت .
جملهء معروف سعدى را هم كه مىگويد :
« دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است » .
ناشى از همين قانون مىدانند كه متذكر شديم .
براى توضيح اين مسئله مىگوييم :
طبق بياناتى كه پيش از اين گفتيم ، بايستى اين مسئله را به دو موضوع جداگانه تجزيه كنيم :
1 - موضوع اول - وضع روانى راستگو و دروغگو .
2 - موضوع دوم - اثر و نتيجهء خارجى و اجتماعى راست و دروغ .
موضوع اول - با نظر به وضع روانى راستگو و دروغگو ، جاى ترديد نيست كه با گفتن راست يا دروغ يك حادثهء قطعى در جهان هستى به وسيلهء مشاهدات و تمايل و احساسات و تحريك زبان يا قلم گوينده صورت گرفته است ، و اين حادثه كه در سلسلهء پيوستهء هستى براى خود جاى باز كرده است ، قابل هيچ گونه نفى و ناديده گرفتن نمىباشد ، اين حادثه را اگر عامل خير و شر و زشتى و زيبايى معرفى نكنيم ، به طور قطع مىتوانيم با عناوينى از قبيل « طبيعى » و « ضد طبيعى » مطرح كنيم .