تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
و هدف نهايى نيست » . اين جمله از ديدگاه يك ناظر فيزيكى در جهان طبيعت گفته شده است و اگر عينك فيزيكى خالص را از ديده گان خود كنار بزنيم و جهان را از جوانب علمى مختلف تماشا كنيم ، خواهيم ديد : مفاهيم آرزو و اميد و خير و شر و هدف نهايى با حذف خصوصيات موردى از جدىترين موضوعات علمى هستند . مىگويد : « مادام كه در قلمرو دانش محض هستيم ، هرگز با عباراتى از اين قبيل سر و كار نخواهيم داشت كه : هرگز نبايد دروغ گفت . اين جمله كاملًا قابل تجديد نظر مىباشد زيرا ما از اين دو راه مىتوانيم جملهء فوق را در قلمرو علم وارد كنيم : يك - همان راه كه خود اينشتين متذكر شده است : انسان احتياج طبيعى به زندگانى اجتماعى دارد و با تجويز دروغگويى اطمينان افراد و گروه ها از يكديگر سلب مىشود ، نه تنها عدالت اجتماعى ، بلكه هم زيستى انسانها هم امكان پذير نخواهد گشت . دو - همان نكته‌اى است كه پيش از نقل نظريه اينشتين متذكر شديم ، توضيح آن اين است كه سازمان ذهن انسانى به طورى تعبيه شده است كه در حالات معتدل روانى هر چه را كه حواس عضوى يا جريانات درونى او وارد ذهن بسازد ، بايستى مانند يك آينهء صاف آن را منعكس نمايد ، وقتى كه من با چشمم ديدم حميد در جنايت به احمد شركت ورزيده است ، اين مشاهده يعنى ايستادن من در جايى كه توانسته‌ام جانى و مجنى عليه را ببينم و گلاويزى آنها را كاملًا مشاهده كنم و تمام مقدمات را كه به جنايت منتهى شده است با چشم ببينم ، همه ى اين تماشا و مشاهدات و جريانات ذهنى كه از اين مشاهدات حاصل شده است ، جزيى از حوادث جهان هستى است كه در روز معين و در ساعت معين ، در خيابان مشخص در جلو مغازهء مشخص كه من ايستاده بودم اتفاق افتاده است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 267 | محمد تقي جعفري