عينك رياضى به ديده گان خود بزنيم - دو عنصر مزبور را در ميان آنها خواهيم ديد و چون هيچ حقيقتى بدون اثر و نتيجه در ميان حوادث براى خود جاى باز نمىكند . لذا دو عنصر مزبور كه تشكيل دهندهء دروغ است ، از اثرى مناسب خود كشف خواهد كرد . اين اثر از نظر درونى عبارت است از اقتدار شخص گوينده به ايستادگى در مقابل واقع و ابراز ضد واقع ، اين پديده ها با صدها پديدهء روانى ديگر در هم مىآميزد و در درون انسانى روشنايىها را با تاريكىها مخلوط مىكند . با توجه به اين نكته كه متذكر شديم ، ضعف نظريهء البرت اينشتين را در بارهء دروغ درك خواهيم كرد . از اين مرد دانشمند چنين نقل شده است : « روش تفكر علمى ، يك وجه امتياز ديگر دارد ، بدين معنى كه در روش مذكور ، فرضياتى كه براى ايجاد سيستمهاى علمى به هم پيوسته به كار برده مىشود ، وسيلهء بيان عواطف و احساسات نيست . شخص عالم فقط با « موجود » سر و كار دارد و در بند آرزو و تخمين و خير و شر و هدف نهايى نيست ، مادام كه ما در قلمرو دانش محض هستيم ، هرگز با عباراتى از اين قبيل : « هرگز نبايد دروغ گفت . » سر و كار نخواهيم داشت . دانشمندى كه در پى تحرى حقايق اشياء است ، مانند پيروان مسلك پيوريتانيسم ، يك نوع خوددارى شديد به خرج مىدهد و از هر چيزى كه اثرى از تمايل شخصى و تأثير عواطف داشته باشد ، دورى مىگزيند . » ( 1 ) درست است كه دانشمند مزبور در همين مقاله جملاتى را بيان مىكند كه مسائل اخلاقى را مىخواهد در نوعى از مسائل علمى قرار بدهد ، اما پديدهء اختيار و تمايلات شخصى را در آنها دخالت مىدهد و بالاخره آن گونه مسائل را از قلمرو علم محض خارج مىسازد . مىگويد : « شخص عالم فقط با وجود سر و كار دارد و در بند آرزو و تخمين و خير و شر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 266
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٦٦
هامش
( 1 ) مجلهء مهر ، شماره 10 ص 590 . .