تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
خواهيد گفت : ولخرج و رياكارى است كه نظير ندارد . 4 - اگر سخنور عالى مقامى باشد كه واقعاً در راه ارشاد انسانها قدم بردارد همه خواهيد گفت : عجب پر چانه و طوطى وار سخنانى را از ديگران مىگيرد و به نام خود به مردم مىفروشد . 5 - اخلاق نيكو داشته باشد ، با اخلاق نيكويش به پيرامون خود عطر افشانى كند . خواهيد گفت : اى روباه صفت اى مار خوش خط و خال اين مكر و حيله هاى روباهانهء تو ، اين رنگها و خالهاى زيبايت - ببينيم آن نيش زهرآگينت را در جان مردم كى و چگونه فرو خواهى برد ؟ و چگونه با آن حيله ها و چاپلوسى رنگارنگت حتى هشياران را در حوزهء مغناطيسى مكر و فريبت تخدير خواهى نمود اگر در بارهء شخصى خوش بين باشيد ، همهء زشتىها و تبه كارىهاى و نابكارىهاى شخص را نه تنها ناديده خواهيد گرفت ، بلكه همهء آنها را با تمام مهارت و بازيگرىهاى عاشقانه زيبا و نيكو ، بلكه ضرورى و لازم تلقى خواهيد كرد آيا رهبران فكرى ما ، روان پزشكان عالى قدر ما ، هيچ در اين باره زحمت انديشه را به خود هموار كرده‌اند ؟ آيا هيچ در نظر گرفته‌اند كه نكند همين بازيگرى ضد واقعيت ، ريشهء اساسى بيمارىهاى روانى فراوانى بوده باشد ؟ نكند در آن موارد از بيمارىهاى روانى كه با تمام صراحت به مجهول بودن بيمارى يا به ناتوانى از معالجهء آن اعتراف مىكنند معلول ناديده گرفتن اين پديدهء خطرناك بوده باشد . رهبران فكرى به جاى اين كه تكليف شناسايى و معالجه اين بيمارى وحشتناك را به دوش يكديگر بيندازند ، يعنى به جاى اين كه روان پزشك بگويد : به من مربوط نيست ، اين تكليف اخلاقيون است ، اخلاقيون هم بگويند : به ما مربوط نيست . اين مسئله مربوط به شناسايى نمودهاى روانى است ، بايستى روان شناسان دامن همت