قسم يكم - فعاليتها يا پديده هايى كه در سطح ظاهرى شخصيت و به اصطلاح عمومى در درون انسانى ، در نتيجه عوامل و انگيزه هاى مناسب صورت گرفته ، سپس راه خود را پيش مىگيرد - نمىگوييم : آنها معدوم مىشوند ، بلكه مقصود ما اين است كه سطح ( من ) را رنگ آميزى نمىكنند ، مانند شنها و سنگهاى كوچك و بزرگ كه در حوض پر از آب بيفتند كه باندازهء معين موج و اشكال مربوط به كيفيت سطح را ايجاد كرده ، سپس آب به حالت عادى خود بر مىگردد . مانند اين كه پرندهاى را در حال پريدن مىبينيم ، عكسى از آن پرنده و كيفيت پروازش در ذهن ما منعكس مىگردد ، سپس مانند اين كه از ذهن معدوم شود ، ذهن به حالت عادى خود برمىگردد .
قسم دوم - پديده هايى هستند كه از تفسير حيات مطلوب كه مورد اعتقاد شخص است به وجود آمده ، در سطح شخصيت كم و بيش رسوب مىكنند ، اين پديده هاى رسوب شده هم مىتوانند جهان بيرونى را مطابق مقتضاى خود براى انسان بنمايانند و تفسير كنند و هم مىتوانند واحدهاى قلمرو درونى انسانى را توجيه و رهبرى نمايند شما هنگامى كه در بارهء وضع يك اجتماع خوش بين هستيد و اين خوش بينى از انگيزه هايى ايجاد شده است كه به نظر شما بسيار ريشه دار مىباشند ، به طورى كه انگيزه هاى مفروض را مانند امواج جويبار زندگى مطلوب خود تلقى كردهايد - بدون ترديد اين خوش بينى در سطح شخصيت شما رسوب نموده فعاليتهاى درونى شما را از همين خوش بينى رنگ آميزى مىكند ، در نتيجه جرياناتى كه در جهان طبيعت و افراد و گروههاى اجتماع صورت مىگيرد ، همه و همه با پديدهء خوش بينى به شما نمايان مىشود ، مثلًا :
اگر امور مربوط به كارگر و كارفرما به شما مطرح شود و اجتماع مفروض آنها را مطابق اصولى انجام بدهد كه خود تنظيم نموده و براى شما هم قابل هضم است ، خواهيد گفت : آرى همين اجتماع ايده آل است كه چنين وضعى را در بارهء پديدهء كار پيش آورده است ولى در ريشه هاى اين نظم و ترتيب و جريان اصول مربوطه فكر نخواهيد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 250
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٠