ناليدن معاويه به حق تعالى از مكر ابليس و نصرت خواستن
( ( 2704 ) ) تا چه دارد اين حسود اندر كدو
اى خدا فرياد ما رس زين عدو
( ( 2705 ) ) گر يكى فصل دگر در من دمد
در ربايد از من اين ره زن نمد
( ( 2706 ) ) اين حديثش همچو دود است اى إله
رحم كن ور نه گليمم شد سياه
( ( 2707 ) ) من به حجت بر نيايم با بليس
كوست فتنهء هر شريف و هر خسيس
( ( 2708 ) ) آدمى كو علم الاسما بگست
در تگ چون برق اين سگ بىتگ است
( ( 2709 ) ) از بهشت انداختش بر روى خاك
چون سمك در شست او شد از سماك
( ( 2710 ) ) نوحهء انا ظلمنا مىزدى
نيست دستان و فسونش را حدى
( ( 2711 ) ) اندرون هر حديث او شر است
صد هزاران سحر در وى مضمر است
( ( 2712 ) ) مردى مردان ببندد در نفس
در زن و در مرد افروزد هوس
( ( 2713 ) ) اى بليس خلق سوز فتنه جو
بر چهام بيدار كردى راست گو
ز انكه حجت در نگنجد با منى
هين غرض را در ميان نه بىفنى
آيه
« وَعَلَّمَ آدَمَ اَلأَسْماءَ كُلَّها 2 : 31 . . . » ( 1 ) ( تمام اسماء را خداوند به آدم تعليم فرمود ) . « قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ اَلْخاسِرِينَ . » 7 : 23 ( 2 ) ( گفتند : اى پروردگار ما ، ما به نفس خود ظلم كرديم ، اگر تو ما را نبخشايى و رحم نكنى ، البته از زيانكاران خواهيم گشت . )
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيهء 30 . .
( 2 ) سوره اعراف ، آيهء 23 . .