خر نالايق است و اگر در درياى جان غوطه ور گردد ، او گوهر گرانبها است .
اگر چه خير و شر دو پديدهء مختلفند ، ولى آن دو پديدهء متضاد يك كار صورت مىدهند ، [ به نقد و تحليل اين بيت مراجعه شود ] در عرصهء زندگى ، پيامبران اطاعت خدا را تبليغ و دشمنان شهوات و طرق آنها را نشان مىدهند . [ آخر اين بهتان را چرا در حق من روا مىداريد و دور هم نشسته و قيافهء فلسفى بافى گرفته ، تمام معاصى و بد بختىهايتان را به گردن من مىاندازيد ؟ ] مگر من خدايم كه نيك را به بد مبدل بسازم يا بر عكس ؟ من تنها شما را دعوت مىكنم ، نيكها را به دو بدها را نيك مىنمايانم ، ولى من آفرينندهء نيك و بد نيستم من مانند آيينهاى هستم كه زشتىها و زيبايىها را نشان مىدهم ، من هرگز نمىتوانم خوب را زشت بسازم ، مگر من خدايم ؟ هندوى سياه چهرهاى آيينه را رو در روى خود قرار داد ، در آن آيينه روى سياه خود را ديد ، آيينهء جامد را به زمين انداخت و شكست . آيينه به آن هندو گفت مگر من در نشان دادن صورت تو آن چنان كه هستى جرم كردهام كه مرا متلاشى ساختى ؟ جرم از كسى است كه مرا زدوده و صيقلى ساخته است ، تا زشت و زيبا را نشان بدهم برو اى زشت رو
آيينه گر روى تو بنمود راست
خود شكن آيينه شكستن خطاست [
البته مثل آيينه تطبيق كامل با موضوع شيطانى ندارد ، ولى اصل مثال بسيار عالى است ] .
من كارى جز گواهى ندارم ، جرم و زندان به شخص شاهد روا نيست .
كار من همان است كه در اول گفتم ، من اگر نهال ميوه دارى بينم چون دايهء مهربان آن را مىپرورانم و اگر درخت تلخ يا خشك ببينم آن را مىبرم تا پشك از مشگ جدا شود .
اين انسانهاى تبه كار مانند آن درختان خشك بىفايده ، بلكه مضر ، به من اعتراض كرده مىگويد : اى جوانمرد ؟ من كه خطا نكردهام چرا مرا مىبرى ؟ پاسخ به اين