تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

در آن عمر طولانى كه خدا به او داده است جز پليدى و شرارت كارى ندارد ( 1 ) ، ولى چنان كه گفتيم و خود شيطان نيز بنا به گفتهء خداوند متعال در روز رستاخيز خواهد گفت - اثر پليدى و شرارتش علت ضلالت انسانها نمىباشد . در حقيقت آن چه كه بعيد به نظر مىرسد ( پليدى و شرارت طولانى ) نتيجه‌اى است كه از خود شيطان ناشى شده است و اين طول زمان ارتباطى به اعمال انسانى ندارد چنان كه وجود غرايز حيوانى در تمام افراد انسانى در هيچ يك از جوامع و محيطها از اعمال انسانى سلب مطلق آزادى نمىكند .

مسئلهء ششم - آيا وجود شيطان در دستگاه آفرينش ضرورت داشته است ؟

اين هم يكى از آن مسائل است كه جولانگاه اصطلاحات حرفه‌اى و فلسفه بافىهاى تصنعى قرار مىگيرد . در مباحث سر نوشت و قضا و قدر گفتيم : آن چه كه مربوط به كار خداوندى است ، يك جزء از سر نوشت و همان نظم آفرينش است و آن عبارت از گسترش ماده و قوانين حاكمه بر آن مىباشد . اما جزء دوم سر نوشت كه پس از به وجود آمدن ، نمودى در نظم دستگاه آفرينش ايجاد مىكند ، مربوط به حركات و سكنات اختيارى آن موجودات است كه داراى اختيار مىباشند . به همين جهت مىتوان گفت : شيطان به عنوان يك موجود پليد و شر به هيچ وجه جزء ضرورى دستگاه آفرينش نيست ، زيرا خدا
هامش
( 1 ) ممكن است اين اعتراض هم كرده شود كه : يك معصيت محدود كه عبارت از سجده نكردن شيطان به آدم بوده ، چطور يك نتيجهء بسيار طولانى و بزرگ و آن پليدى و شرارت نهايى را تا روز رستاخيز توليد مىكند ؟ پاسخ اين اعتراض بسيار روشن است ، زيرا معصيت به خالق به طور مستقيم و با تمام آگاهى و اختيار يك حادثه محدود نيست ، بلكه اصلا كميت زمانى و نمودى در اين موضوع وجود ندارد . لذا اين معصيت كه خود موضوع كيفى و بىنهايت است ، مىتواند نتيجه‌اى ما فوق زمان و كششهاى معمولى طبيعى باشد . . .