تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

بيدار كردن ابليس معاويه را كه وقت نماز بىگاه است

( ( 2604 ) ) در خبر آمد كه آن معاويه خفته بُد در قصر يك زاويه ( ( 2605 ) ) قصر را از اندرون در بسته بود كز زيارتهاى مردم خسته بود ( ( 2606 ) ) ناگهان مردى و را بيدار كرد چشم چون بگشاد پنهان گشت مرد ( ( 2607 ) ) گفت اندر قصر كس را ره نبود كيست كاين گستاخى و جرأت نمود ( ( 2608 ) ) گرد برگشت و طلب كرد آن زمان تا بيابد ز ان نهان گشته نشان ( ( 2609 ) ) از پس در مدبرى را ديد كو در پسِ پرده نهان مىكرد رو ( ( 2610 ) ) گفت هى تو كيستى نام تو چيست ؟ گفت نامم فاش ابليس شقيست ( ( 2611 ) ) گفت بيدارم چرا كردى به جدّ راست گو با من مگو بر عكس و ضد ( ( 2612 ) ) گفت هنگام نماز آخر رسيد سوى مسجد زود مىبايد دويد ( ( 2613 ) ) عجلوا الطاعات قبل الفوت گفت مصطفى چون دُرّ وحدت را بسفت ( ( 2614 ) ) گفت نى نى اين غرض نبود تو را كه به خيرى رهنما باشى مرا ( ( 2615 ) ) دزد آيد از نهان در مسكنم گويدم كه پاسبانى مىكنم ( ( 2616 ) ) من كجا باور كنم آن دزد را دزد كى داند صواب و مزد را خاصه دزدى چون تو قطاع الطريق از چه رو گشتى چنين بر من شفيق

روايت

« عجلوا بالصلاة قبل الفوت و عجلوا بالتوبة قبل الموت » ( 1 ) ( بشتابيد به سوى نماز پيش از فوت و بشتابيد به سوى توبه پيش از مرگ ) .

معاويه كيست ؟

پيش از ورود به توضيح اجمالى در بارهء شخصيت معاويه اين مطلب را
هامش
( 1 ) اين روايت معرف است و در كتاب المنهج القوى ج 2 ص 526 نقل شده است . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 201 | محمد تقي جعفري