مانند طلاى خالص مىگيرند و آن را چونان سرمايهء گرانبها در جيب خود مىگذارند . سيلى و دشنام و پرخاش راد مردان الهى از شكر و سپاس گمراهان باديهء حيوانيت بهتر است . سيلى رهروان راه حق و حقيقت را نوش جانت ساز - باشد كه در سايهء توبيخ و تصفيهء آن عظماى بشريت ، به مرحلهاى از انسانيت گام بگذارى . اينان كسانى هستند كه از موجوديتشان خلعت و دولت تراوش مىكند . اين حقيقت را بپذير كه در پناه روح تكامل يافته حتى جسد مادى نيز به روح تبديل مىگردد . هر جا كه با انسانى روبه رو گشتى كه از اوصاف عالى انسانى برهنه و بىنوا مانده است ، يقيناً بدان كه او از مربى و راهبر جانها گريخته و خود را از فيض وجودى آنان بريده ، آن گاه به ( مىخواهم ) هاى دل نابينايش مطيع و سر تسليم فرود آورده است . اگر آن انسان بىنوا آن چنان كه رهبر مىگفت ، حركت مىكرد ، بدون ترديدى وجود خويشتن را با عالىترين اوصاف الهى مىآراست . گريختن از رهبر چه معنا مىدهد ؟ هيچ گريختن از رهبر يعنى گريختن از دولت جاويد و سعادت ابدى . [ گريختن از دولت و سعادت ابدى يعنى چه ؟ هيچ يعنى نابود ساختن خود با دست خويشتن . ] ساليان دراز براى اندوختن ماده و تن پرورى حرفه ها آموختى ، پس از اين چنگ در پيشهء دين و ايمان كه روح تو را شكوفان خواهد ساخت بزن . در اين زندگانى زود گذر خود را بىنياز و اشباع شده از هر گونه خواسته ها نمودى ، آيا هيچ تا كنون در سر نوشت آينده كه بيرون رفتن از پهنهء طبيعت است انديشيدهاى ؟ بيا ، پيشهاى بياموز كه دخلش در سراى ابديت كسب مغفرت الهى باشد . آن جهان ابدى كه فنا را براى آن راهى نيست ، شهرى است كه پر از بازار و كسب است . هان ، گمان مبر كه جايگاه سوداگرى و اندوختن همين دنيا است و بس . [ قرآن را باز كن و ببين آفرينندهء تو و جهان ، اين جهان را چگونه معرفى كرده است ؟ ] او مىفرمايد : كسب و اندوختن در اين دنيا جز بازى كودكان چيزى نيست ، اين دنيا پرستان كارشان شبيه به كودكان نابالغ است كه صورت و شكلى از تماس هم خوابگى را درك مىكنند ، ولى اين كار آنان جز بازى چيز ديگرى نيست ، آيا اين بازى كودكانه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 199
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٩