است ، بنا بر اين براى رسيدن به سعادت و لذت مطلق كمال مطلق مورد نياز مىباشد و مسلم است كه اين كمال مطلق در اين دنيا حاصل نمىگردد ، پس بايستى حركت به سوى كمال در ابديت يك قانون واقعى بوده باشد .
( ( 2598 ) ) كودكان سازند در بازى دكان
سود نبود جز كه تعطيل زمان
نگذاريم كه فعاليتهاى ما در زندگانى نتيجهاى جز استهلاك زمان نداشته باشد
مردم ثروت دنيا را مانند خاك ناچيز كه كودكان جمع مىكنند ، روى هم متراكم مىسازند ، اما ثروت انباشته شده نه تنها مانند همان خاكهاى كودكان لباس و سر و صورت آنان را خاك آلود مىكند ، بلكه از آن جهت كه هر درهمى قطعهاى از حيات نيازمندان است كه با دست مالداران بريده مىشود و اسباب بازى آنها را تشكيل مىدهد ، عنوان اسباب بازى را از دست داده ، در نتيجه حيات بىنوايان به شكل سلاح بران حيات خود بىنوايان درمىآيد . زمان مستهلك مىشود ، نتيجه اين استهلاك تنها به در گذشت بيهودهء زمان منحصر نمىگردد ، بلكه موجودات ديگرى كه از اقيانوس حيات و جويبار زمان حق مسلمى دارند محروم مىگردند .
دانش مىاندوزند ، اما اين دانش پوشالى نه تنها زمان را مستهلك مىسازد و بىهوده آن را سپرى مىكند ، بلكه براى گستردن و فرو بردن چنگال درنده در مغز و روح بىنوايان قافلهء بشريت اندوخته مىشود ، در صورتى كه اگر آن چنگالهاى درنده به آن مغزها و ارواح انسانى بىنوايان فرو نمىرفت ، خود آنان نيز گامهايى در راه دانش و بينش بر مىداشتند ، در نتيجه تاريخ نابه سامان بشرى صورت ديگرى به خود مىگرفت . لذا با انباشتن مغز با دانشهاى حرفهاى و وسيله قرار دادن به باز كردن موقعيت خود طبيعى در طبيعت و اجتماع ، نه تنها صرف بيهودهء زمان است ، بلكه نابود ساختن