تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
وجود ضعيف و بوقلمون صفت ما است كه هر دم رنگى به خود مىگيرد . اى آفريننده و فرمانده رنگها و اشكال به ناتوانى اين موجودات ضعيف ترحمى فرماى ، اى خداى كريم و مستعان ما به هويت پست و ناچيز خودمان آگاه شده‌ايم ، از رسوايى خود اطلاع كامل به دست آورده‌ايم ، بيش از اين ما فرومايگان بوقلمون صفت را به آزمايشهاى رسوا كننده مبتلا مساز ، باشد كه فضيحتها و موجبات رسوايى ما بيش از اين آشكار نشود . مهربان خداوندا همچنان كه جمال و جلال و كمال تو را نهايتى نيست ، كژىها و ضلالتهاى ما هم حدى ندارد . با آن جمال و كمال و جلال بىنهايتت انحرافات و پستىهاى نامحدود ما را محو و نابود بساز . اينك از قطعات هستى ما كه در گذرگاه زمان يكى پس از ديگرى از دست رفته تارى بيش نمانده و از سرمايهء كلان وجود ما كه چون شهر بزرگى بود همه بر باد فنا و زوال رفته و جز ديوارى به جاى نمانده است . اين باقيماندهء ناچيز هستى ما را به سوى خود متوجه ساز ، با عنايت الهىات همين پس ماندهء سرمايهء وجود ما را بپذير تا شيطان پليد از انحراف كلى ما شاد و خندان نگردد . پروردگارا با لطف و عنايت ربانىات كه گمراهان را در مىيابد وجود از دست رفتهء ما را جبران فرماى ، نه به جهت استحقاق و شايستگى ما كه از آن به كلى محروميم . [ منگر اندر ما مكن در ما نظر اندر اكرام و سخاى خود نگر ] اى خداى بزرگ و توانا اى كردگار رحيم و مهربان كه در مشتى پيه و گوشت مادى پديدهء رحم را به وديعت نهاده اى ، تو كه قدرت مطلقهء خود را در ايجاد هستى به آن عظمت نشان داده اى ، رحمت و كرم خود را نيز بر ما عطا فرماى . اگر اين مناجاتها و نيايشها شايستهء مقام شامخ ربوبى تو نباشد ، يا ما لياقت اين گونه دعا و كرنش را به بارگاه الهى تو نداشته باشيم و دعاهاى ما باعث افزايش