تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦

تفسير ابيات

قوم بنى اسرائيل مرد و زن و پير و جوان در آشكار و نهانى با يكديگر رازها مىگفتند و مىگفتند : اگر حضرت موسى به طور كامل از ما راضى بود ما راه خود را به سوى سرزمين موعود و به راحتى پيدا كرده نجات مىيافتيم و اگر دل موسى عليه السلام به كلى از ما ناراضى و بيزار بود مىبايست اين نعمتها كه از آسمان مىرسد بر ما نازل نمىگشت . اگر دل او از ما راضى نبود امكان نداشت اين چشمه سارها از سنگ فوران نمايد و باعث امان جان ما از هلاكت در اين صحراى بىكران گردد ، بلكه مىبايست بجاى خوان آسمانى آتشى به بارد و در اين منزل ما را در شعله هاى خود غوطه ور بسازد . موسى عليه السلام در بارهء ما دو دل شده است گاهى خصم ما ديده مىشود و گاهى يار و ياور ما . خشم و نارضايتى موسى آتشى در رخت و لباس ما مىزند اما شكيبائيش تير بلا را از ما بر مىگرداند . كى خواهد شد كه حتى همان خشم و نارضايتىاش به حلم و بردبارى مبدل شود ؟ اين چنين تبديلها از لطف آن يار عزيز نادر نيست . اگر مدح و سپاس خداوندى به طور مخاطب و حاضر وحشتناك نبود من با خود آن محبوب به گفتگو و التماس مىپرداختم ، ولى اين گفتگوى حضورى با آن موجود برترين براى همه كس قابل هضم نيست ، لذا عمدا نام موسى را بر زبان مىآورم . خود او هم قبول ندارد كه در مقابل او از كسى سخنى به ميان بياورم . اى خداى بزرگ صدها بار و هزارها بار عهدها با تو بستيم و در مقابل اين پيمانها از پاى در آمديم و آنها را شكستيم ، اما عهد الهى تو در بارهء ما همچنان پايدار و ثابت است . اين پيمانهاى بىاساس ما چونان كاه ناچيز است كه ثبات و دوامى ندارد ، اما عهد تو اى خداى لا يزال ثباتى محكمتر از ثبات صدها كوه دارد . [ اين پيمان شكنى و نقض عهدى كه ما به آن گرفتار هستيم معلول چيست ؟ ]