( كسى كه به مقدار وزن يك ذره كار نيكو انجام بدهد خواهد ديد و هر كس به مقدار وزن يك ذره كار شرى ايجاد كند خواهد ديد ) .
حافظ آن شاعر گران مايه آسمان و ماه را كه مىبيند به ياد همين اصل الهى مىفتد :
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو صائب تبريزى رويدادهاى قلمرو هستى را از نيستى مطلق گريزان ديده مىگويد :
يا سبو يا خمِ مىيا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود آنان كه توانستهاند گسترش موجوديت انسانى و نداشتن مرز مشخص پذيرش روح او را تصور كنند ، به آسانترين وجه مىتوانند قبول كنند كه جاذبيت روح انسانى به قدرى شديد و نيرومند است كه اگر بخواهد اثرى در همهء عالم ايجاد كند ، مىتواند همان اثر را به سوى خود جذب نموده و آن را در خويشتن دريابد .
اگر چاهى براى گرفتار ساختن آدميان مىكنيد ، در اولين كلنگى كه مىزنيد محاسبهء توانايى بيرون آمدن خود را از آن چاه به عمل بياوريد .
آتشى كه براى نابود ساختن دودمان يك فرد يا جامعه اى شعله ور مىكنيد حساب بادهاى رويدادها را هم در نظر بياوريد كه ممكن است شعله هاى آن آتش را به موجوديت شما بر گرداند . پيش از آن كه تيرى را از كمان رها بسازيد نقطهء نشانه گيرى خود را با دقت بررسى كنيد ، ممكن است قلب شما در همان نشانه گاه قرار گرفته و به شما چشمك مىزند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 758
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥٨