تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
( ( 2511 ) ) آتشى زد شب به كشت ديگران باد سوى كشت او كردش روان

اين اصل را فراموش نكنيم كه گاهى شعله هاى آن آتش را كه براى بر انداختن خانمان ديگران روشن ساخته‌ايم به زودى در دودمان خود ما زبانه خواهد كشيد

هر كسى در طول زندگانى خويش به طور مكرر با اين مسئلهء بهت انگيز روبه رو شده است و يا حد اقل شنيده است كه فلان كس اهانتى به يك شخص كرد ، دير يا زود همان اهانت بر خود او وارد شد ، شخصى به يك فرد ديگر ظلم كرد ، عين همان تعدى به سراغش آمد و بالعكس ، نيكويىها و خدمتگزارى و حسن نيت دير يا زود در اشكال مختلف عكس العمل خود را براى انجام دهندهء آنها رسانيده است ، اگر در اين موضوع بخواهيد قضاياى يك جامعهء محدود را فقط بنويسيد قضايايى كه حتى در يك دورهء محدود اتفاق افتاده است ، مسلماً نوشتهء شما مىتواند به صورت يك كتاب هزار صفحه اى در آيد ، اشعارى كه در اين موضوع در ديوانها و كتابها ديده مىشود اگر جمع آورى گردد ، مجلداتى را مىتواند پر كند . من حتى با اشخاصى روبه رو شده‌ام كه با اين كه تابع عقيدهء ما وراى طبيعى نبود ، با اين حال اين اصل را كاملًا پذيرفته و با اين عبارت مطالب را ادا مىكرد : « من انتقام طبيعت را مىپذيرم » كارى با خطا و نارسا بودن اين جمله در بارهء اصل مزبور نداريم ، فقط مقصود ما اين است كه بار ديگر اين بيت جلال الدين را به ياد بياوريم كه مىگويد :
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا
به مفاد كلى اين آيه نيز توجه كنيم كه مىگويد : « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه . » 99 : 7 - 8 ( 1 )
هامش
( 1 ) سوره الزلزال ، آيه 7 و 8 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 757 | محمد تقي جعفري