ذكر دشوارى عذاب آخرت و سختى آن
( ( 2470 ) ) تا عذاب آخرت اينجا كشند
گر بزند و عاقل و ساحروشند
( ( 2471 ) ) نيك كردند و به جاى خويش بود
سهلتر باشد ز آتش رنج دود
( ( 2472 ) ) حد ندارد وصف رنج آن جهان
سهل باشد رنج دنيا پيش آن
( ( 2473 ) ) اى خنك آن كاو جهادى مىكند
بر بدن زجرى و دادى مىكند
( ( 2474 ) ) تا ز رنج آن جهانى وارهد
بر خود اين رنج عبادت مىنهد
( ( 2475 ) ) من همىگفتم كه يا رب آن عذاب
هم در اين عالم بران بر من شتاب
( ( 2477 ) ) اين چنين رنجورئى پيدام شد
جان من از رنج بىآرام شد
( ( 2478 ) ) ماندهام از ذكر و از اوراد خود
بىخبر گشتم ز خويش و نيك و بد
( ( 2479 ) ) گر نمىديدم كنون من روى تو
اى خجسته وى مبارك خوى تو
( ( 2480 ) ) مىشدم از دست من يك بارگى
كرديم شاهانه اين غم خوارگى
( ( 2481 ) ) گفت هى هى اين دعا ديگر مكن
بر مكن تو خويش را از بيخ و بن
( ( 2483 ) ) گفت توبه كردهام اى سلطان كه من
از سر جلدى نلافم هيچ فن
( ( 2484 ) ) اين جهان تيه است و تو موسى و ما
از گنه در تيه مانده مبتلا
( ( 2485 ) ) سالها ره مىرويم و در اخير
همچنان در منزل اول اسير
قوم موسى راه مىپيموده اند
آخر اندر گام اول بوده اند