( ( 2320 ) ) آدمى داند كه خانهء حادث است
عنكبوتى نه كم در وى عابث است
( ( 2321 ) ) پشه كى داند كه اين باغ از كى است
كاو بهاران زاد و مرگش در دى است
( ( 2322 ) ) كرم كاندر چوب زايد سست حال
كى بداند چوب را وقت نهال ؟
( ( 2323 ) ) ور بداند كرم از ماهيتش
عقل باشد كرم باشد صورتش
( ( 2324 ) ) عقل خود را مىنمايد رنگها
چون پرى دور است از آن فرسنگها
( ( 2325 ) ) از ملك بالاست چه جاى پرى
تو مگس پرى به پستى مىپرى
( ( 2326 ) ) گر چه عقلت سوى بالا مىپرد
مرغ تقليدت به پستى مىچرد
( ( 2327 ) ) علم تقليدى و بال جان ماست
عاريه است و ما نشسته كآن ماست
( ( 2328 ) ) زين خرد جاهل همى بايد شدن
دست در ديوانگى بايد زدن
( ( 2329 ) ) هر چه بينى سود خود ز ان مىگريز
زهر نوش و آب حيوان را بريز
( ( 2330 ) ) هر كه بستاند تو را دشنام ده
سود و سرمايه به مفلس وام ده
( ( 2331 ) ) ايمنى بگذار و جاى خوف باش
بگذار ناموس و رسوا باش فاش
( ( 2332 ) ) آزمودم عقل دور انديش را
بعد از اين ديوانه سازم خويش را
آيه
« قالَ أَلْقِها يا مُوسى . فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى . قالَ خُذْها وَلا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا اَلأُولى . وَاُضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى . » 20 : 19 - 22 ( 1 ) خداوند فرمود : آن [ عصا ] را بينداز ، موسى عصا را انداخت به صورت مارى در آمد كه حركت مىكرد . گفت : بگير آن را و بيم نداشته باش ، ما آن را به حالت اولى بر مىگردانيم . دست به گريبانت ببر ، بدون ناراحتى سفيد و درخشان بيرون خواهد آمد ، اين هم آيه ديگرى . )
هامش
( 1 ) سوره طه ، آيهء 9 تا 12 . .