تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
فعاليتهاى ديگرى كه در درون انسانى از قبيل تعقل با فعاليت گوناگونش و وجدان با قيافه هاى متنوعش و تخيل و تجسيم و الهامات و . . . وجود دارد هر يك به مقتضاى خود فعاليت خواهند كرد ، اين فعاليتها در راه تقويت همان غرايز حيوانى استخدام خواهند شد ، اى كاش اين اشخاص سر از خاك طبيعت بر نمىداشتند ، زيرا در آن وضع طبيعى در مجراى قوانين طبيعت بىطرف و بىضرر قرار گرفته و آن جنبهء مثبت را نداشتند كه با مثبتهاى واقعى در ستيزه و پيكار وارد شوند . بالعكس ، اگر انسان در امتداد تكامل به طور طبيعى همهء قواى درونى غير حيوانى را مطابق مقتضاى خود به حساب بياورد و براى فعاليت آنها راه باز كند ، بدون ترديد غرايز حيوانى طبيعى محدود و مهار خواهند گشت . اين محدوديت و مهار شدن اگر چه در مراحل اوليه جنبهء فشار و اجبار دارد ، ولى تدريجاً سلطه اى كه از تكامل تعقل و وجدان بر موجوديت انسانى ايجاد مىشود ، از آن جهت كه اين سلطه معنوى و روحى مطابق سنت كمال و خواستهء واقعى روح است ، لذا با رضايتى عميقتر ، بلكه به طور طبيعى به وجود آمدن نفس ما فوق طبيعى حيوانى را در خود مشاهده مىكند . پس از اين مقدمه مختصر با اين حقيقت روبه رو مىشويم كه وقتى موجوديت انسانى را نفس حيوانى طبيعى تشكيل داد ، تمام خواسته ها و حركات و سكنات اين نفس در آوردن همه شئون انسانى در حوزهء جاذبه خويش خواهد بود ، لذا اگر بگويد : به بىنوايان ترحم كنيم ، او دروغ مىگويد ، زيرا ، او نه بىنوايى مىشناسد و نه ترحمى ، بلكه ناتوانانى را مىبيند كه در زير چكمهء يكه تازان ميدان تنازع در بقا متلاشى شده‌اند و مطابق منطق نفس مىبايست متلاشى شوند . قدمى در راه اصلاح خانواده و اجتماع برداريد ، او دروغ مىگويد ، زيرا ، خانواده و اجتماع جز وسايل اشباع لذايذ طبيعى يا تثبيت موقعيت رياست و شهرت او چيزى نيستند . به خدا روى بياوريم ، دروغ مىگويد ، زيرا ، هيچ موجودى براى او برتر از
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 644 | محمد تقي جعفري