و فعاليتهاى حسى منحصر مىكند ، هر دو نظريه در بارهء بيدارى و خواب و رؤيا كاملًا تفريطى است ، زيرا ، هوش و نبوغ و حد اقل احساس اختيار و تجريد كلى و همهء نيروهاى درونى ما كه باعث كشف مجهولات و ورود در قلمرو تازه اى از حقايق مىباشند امورى هستند كه گاهى به هيچ وجه موضوعات و رويدادهاى انفعالى و فعلى محسوس را اساس كار خود قرار نمىدهند و گاهى در تجزيه ها و تركيبات جديدترى كه از موضوعات و رويدادهاى فعلى پوشيده مانده است داخل مىشوند .
پس از آن كه فرويد در كتاب « رؤياها » انگيزه هاى چهارگانهء رويا را به ترتيب ذيل بيان و بررسى مىكند :
1 - انگيزه هاى حسى خارجى .
2 - انگيزه هاى حسى داخلى ( ذاتى ) .
3 - انگيزه هاى جسمى باطنى عضوى .
4 - انگيزه هاى روانى خالص .
در توضيح انگيزهء چهارم ( روانى خالص ) چنين مىگويد :
« ما در موقع توجه به ارتباط رؤيا به بيدارى و منشأ ماده آن دانستيم كه مردم آن چه را كه روز انجام مىدهند و مورد اهميت آنها است در رؤيا مىبينند ، اين اهميت دادن كه از زندگى روز به خواب منتقل شده است نه تنها يك قيد و شرطى نيست كه زندگى را به رؤيا مربوط بسازد ، بلكه خود اهميت دادن گاهى خود موضوع رؤيايى مىشود كه مورد رؤيا ارزش آن را سلب نمىكند ، به طورى كه ممكن است همان اهميت دادن به اضافهء موضوعاتى كه صاحب رؤيا به آنها اهميت داده است در تفسير و توضيح همهء رؤيا كافى بوده باشد . الا اين كه ما نقيض اين نظريه را هم مىشنويم كه رويا انسان را از آن حالت اهميت دادن به امور كه در روز داشته است دور مىكند .
قاعده اين است كه ما به ديدن رؤيايى اشيايى كه تمام اهتمام ما را به خود جلب كرده بودند آغاز كنيم ، مگر بعد از آن كه امتياز نيروى تهييج را از دست بدهند و بدينسان در هر قدمى كه در راه تحليل زندگى رؤيايى بر مىداريم احساس مىكنيم
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 626
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٢٦