اصلا او دوستدار ناپلئون نبوده ، بلكه يك وطن پرست و دشمن ناپلئون بوده است . . . . بدينسان رابطهء شخصى صاحب رؤيا با رؤياى مزبور نوعى از محال است . به همين جهت به نظر مىرسد كه رويا يك جسد بيگانه اى است كه ميان دو قسمت زندگانى به طور غير قانونى وارد شده است . هيلد برانت باز ادامه داده مىگويد : « با اين حال نقيض جريان فوق نيز صحيح است ، زيرا ، رابطهء محكمى ( هر چه باشد ) دوشا دوش رويا و واقعيات وجود دارد ، بلكه مىتوانيم بگوييم : رويا هر چه باشد مادهء اصلى خود را از واقع و از زندگانى ذهنى كه پيرامون ما واقع مىگردد دريافت مىكند . » ( 1 ) اين بود مقدارى از جملات قابل توجه كه در بارهء خواب و رويا قابل مطالعه مىباشد ، به طور كلى مىتوان گفت : در جملات منقوله دو نوع مطلب ديده مىشود ، ( مطالب مثبت و مطالب منفى . ) آن چه كه آزمايشات و جستجو در رؤياها نشان مىدهد همان مطالب مثبت است كه متفكرين نامبرده آنها را به صورت قضاياى علمى و كلى در آوردهاند ، اما مطالب منفى كه مىگويد : رويا اين است و جز اين نيست ، در حقيقت يك پديدهء مرموز را در مقدارى از قضاياى قابل اثبات محدود و محصور مىكند . آن چه كه در بارهء ارتباط رؤيا با واقعيتهاى طبيعى زندگانى گفته شده است ، كاملًا صحيح است و چنان كه فرويد در كتاب « رؤياها » بيان نموده است ، مىتوان آنها را به ريشه هاى واقعى تحليل و تجزيه نموده و از اين راه مقدار زيادى از رؤياها را با واقعيت زندگانى تطبيق نمود . اما نظريه اى كه مىگويد : رؤيا فقط و فقط منحصر در همان امور است كه ما در گذشته از نظر روانى در مقابل آنها فعاليت يا انفعالاتى داشتهايم ، شبيه به نظريه اى است كه تمام فعاليتهاى روانى ما را در حال بيدارى در چار چوبهء انعكاسات و انفعالات
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 625
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٢٥
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 49 و 50 . .