تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠

اگر بگوييم : در قرون و اعصار باستانى تعبير هر گونه خواب و رويا جنبهء متافيزيكى داشته است ، اين نظريه با توجه به آشنايى انسان به طبيعت و موجوديت خويش كه در امواج متلاطمى از طبيعت و قوانين آن غوطه ور است بسيار بعيد به نظر مىرسد و به همين جهت است كه ما تا كنون نتوانسته‌ايم مراحل سه گانه اى را كه اوگوست كنت براى درك سر گذشت بشرى پيش نهاد مىكند به طور صد درصد بپذيريم نتيجتاً مىتوان گفت : چنين نبوده است كه در دورانهاى قديم انسان رؤياهاى خويش را به ما وراى خويش نسبت داده‌اند . فرويد در كتاب رؤياها در بارهء اين موضوع همان تحول تدريجى را مطرح مىكند كه تقريباً شبيه به تحول تدريجى اوگوست كنت مىباشد . او مىگويد : « اما پيش از ارسطو ، مىدانيم كه گذشتگان رؤياها را به عنوان نتايج و آثار روانى نمىدانستند ، بلكه آنها را به عنوان وحيى از جانب الهى معتقد بودند . سپس در ميان گذشتگان دو موج متقابل در بارهء رويا نمودار مىشود كه هر يك مىخواهند ارزش رؤياها را به طور اختصاص تفسير كنند ، آنان ميان رؤياهاى صادقه كه [ شخص را بالنسبه به آينده بينا مىكند يا جنبه تهديدى بالنسبه به آينده دارد ] و داراى ارزش است و رؤياهاى بىارزش كه هدفش گمراه كردن يا به هلاكت انداختن شخص است تفاوت مىگذارند . » ( 1 ) در فرهنگ اسلامى گروهى در بارهء خواب و رؤيا كار كرده و مولفاتى هم داشته‌اند از آن جمله : محمد بن سيرين ، ابراهيم بن عبد اللَّه ، معروف به ابن كرمانى ، حسن بن حسين الخلال ، ابو احمد خلف بن احمد ، محمد الخباز ، ابو زيد بلخى ، عبد الغنى نابلسى ، خليل بن شاهين ، دانيال حكيم ، جابر مغربى ، اسماعيل بن اشعث ، مأمونى ، عبدوس ، طاموسى ، خالد اصفهانى ، محمد بن شامويه ابو سعيد واعظ ، حبيش بن ابراهيم ، احمد بن عامر السالمى ، محمد نصيبى ، عبد اللطيف دمياطى ، شيخ عبد القادر اشمونى ، شيخ يوسف كربونى ،

هامش
( 1 ) رؤياها ( الاحلام ) فرويد ، ص 44 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 620 | محمد تقي جعفري