تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
نور خود اندر تبع مىآيدت نيت آن را كن كه آن مىبايدت

حوادث و موضوعاتى كه با ضرورت طبيعى هست و نيست مىشوند احتياجى به نيت ندارند ، بلكه نيت براى بايستگىها و شايستگىها است كه ما ايجاد مىكنيم .

مطلبى را كه بيت فوق در بر دارد بسيار جالب است ، مىگويد : آن موضوعات و حوادث كه با ضرورت طبيعى در جريان است با حصول شرايط و برداشته شدن موانع بوقوع خواهد پيوست ، لذا امر و نهى در بارهء آنها نامفهوم ، بلكه غير منطقى است و قصد و نيت شما هيچ تأثير در هست و نيست آن موضوعات و حوادث نخواهد داشت . اين مطلب به منزلهء نتيجه و فرع يك اصل بسيار اساسى است كه مىگويد : انعقاد شخصيت ايده آل انسانى به وسيلهء واحدهايى صورت مىگيرد كه با كوشش آزادانه و با بهره بردارى از اختيار تحصيل مىگردد . نفس كشيدن و سير شدن پس از خوردن و سيراب شدن پس از آشاميدن آب و يافتن بهبودى با خوردن دواى مناسب و ديدن چشم در روشنايى آفتاب و همچنين ساير تحولات طبيعى موجوديت انسانى در پهنهء هستى جرياناتى است كه در ( خود طبيعى ) انسان كاملًا مؤثر است ، ولى اين واحدها نمىتوانند سازندهء ( شخصيت ايده آل ) بوده باشند . به وجود آمدن ( شخصيت ايده آل ) احتياج به انجام دادن بايستگىها و مقاومت در مقابل نبايستگىها است . اين التزام به بايستگى و شايستگى از نظر تحقق با ساير حوادث و موضوعات طبيعى تفاوتى ندارد ، بلكه فقط به قصد و نيت انسانى وابسته مىباشد . سيلى به صورت يك نفر مىنوازيد ، اين ضربه يك نمود طبيعى است كه در پهنهء طبيعت آثار و نتايج مناسب خود را چه در دست زنندهء شما و چه در صورت آن كسى كه ضربهء سيلى به او وارد شده است نمودار خواهد ساخت ، اما چنان كه در مباحث