چه بسا كه راى دهندگان به يك موضوع از جوانب گوناگونى در حوزهء مغناطيسى شخصيت قرار مىگيرند ، خود آگاه يا ناخود آگاه زبان گوياى آن شخصيت مىگردند يا به قول جلال الدين نىهايى مىشوند كه ناى زن زبردستى آنها را مىنوازد .
اگر چه اين تأثير و تأثر به طور مستقيم نبوده باشد ، يعنى عوامل و انگيزه هايى پيرامون انسان را احاطه مىكند ، ناگهان احساس مىكند كه اظهار نظر كرده است .
2 - فرض كنيد يك سيب را دو قسمت كردهايد و هر قسمت آن را بدون توجه به گوشه اى از جنگل بسيار بزرگ و پر از دره و تپه و رودخانه و درختان انبوه و كهنسال و علفهاى گوناگون انداختهايد ، پيدا كردن اين دو قسمت سيب يكديگر را و پيوستن به همديگر بىشباهت به توافق صد در صد دو نظريه از انسان آگاه نمىباشد .
براى توضيح اين مطلب شايسته است كه مثالى را در نظر بگيريم :
فرض مىكنيم تصميم گرفتهايم در بارهء اين مسئله از پنج نفر راى بگيريم : « آيا فلان قطعه زمين براى كشاورزى خوب است يا براى خانهء مسكونى ساختن ؟ » فرض مىكنيم كه همه پنج نفر كه در بارهء مسئلهء فوق تصميم خواهند گرفت اتفاق نظر دارند در اين كه بايستى قطعهء زمين مفروض براى خانهء مسكونى ساختن مقرر شود ، اما وقتى كه مىخواهيم دليل آن پنج نفر را رسيدگى كنيم با اختلاف زيادى روبه رو مىشويم ، تا جايى كه ممكن است دو علت متناقض از دو نفر براى نظريهء مفروض ابراز شود :
نفر اول - بلى ، بايستى آن قطعهء زمين را به خانه هاى مسكونى مبدل كنيم .
چرا ؟ براى اين كه مردم از حيث مسكن در فشارند و اين اقدام باعث مىشود كه عرضهء خانه بيشتر شود و طبيعى است كه قيمت ارزانتر مىگردد و مردم مىتوانند براى خود خانه تهيه كنند .
نفر دوم - بلى ، بايستى آن قطعهء زمين را به خانه مسكونى مبدل كنيم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 552
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٥٢