تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩

تتمهء حكايت خرس و آن ابله كه به وفاى او اعتماد كرده بود

( ( 2010 ) ) خرس هم از اژدها چون وارهيد و ان كرم ز ان مرد مردانه بديد ( ( 2011 ) ) چون سگ اصحاب كهف آن خرس زار شد ملازم در پى آن بردبار ( ( 2012 ) ) آن مسلمان سر نهاد از خستگى خرس حارس گشت از دل بستگى ( ( 2013 ) ) آن يكى بگذشت و گفتش حال چيست اى برادر مر تو را اين خرس كيست ( ( 2014 ) ) قصه واگفت و حديث اژدها گفت بر خرسى منه دل ابلها ( ( 2015 ) ) دوستى ز ابله بتر از دشمنى است او به هر حيله كه دانى راندنى است ( ( 2016 ) ) گفت و اللَّه از حسودى گفتى اين ور نه خرسى چه نگرى اين مهر بين ( ( 2017 ) ) گفت مهر ابلهان عشوه ده است اين حسودى من از مهرش به است ( ( 2018 ) ) هى بيا با من بران اين خرس را خرس را مگزين مهل تو جنس را ( ( 2019 ) ) گفت رو رو كار خود كن اى حسود گفت كارم اين بد و بختت نبود ( ( 2020 ) ) من كم از خرسى نباشم اى شريف ترك او كن تا منت باشم حريف ( ( 2021 ) ) بر تو دل مىلرزدم ز انديشه اى با چنين خرسى مرو در بيشه اى ( ( 2022 ) ) اين دلم هرگز نلرزيد از گزاف نور حق است اين نه دعوى و نه لاف ( ( 2023 ) ) مؤمنم ينظر بنور الله شده هان و هان بگريز ازين آتشكده ( ( 2024 ) ) اين همه گفت و به گوشش در نرفت بد گمانى مرد را سدى است زفت ( ( 2025 ) ) دست او بگرفت و دست از وى كشيد گفت رفتم چون نه اى يار رشيد ( ( 2026 ) ) گفت رو بر من تو غم خواره مباش بو الفضولا معرفت كمتر تراش ( ( 2027 ) ) باز گفتش من عدوى تو نيم لطف بينى گر بيابى در پيم ( ( 2028 ) ) گفت خواب آمد مرا بگذار و رو گفت آخر يار را منقاد شو ( ( 2029 ) ) تا بخسبى در پناه عاقلى در جوار دوستى صاحب دلى ( ( 2030 ) ) در خيال افتاد مرد از جد او خشمگين شد رو بگردانيد زو