امور فرياد مىزنند كه : اى انسانها به پيش ، اى انسانها قدم به جلو برداريد ، شخصيت خود را دريابيد ، شخصيتهايى را كه از خود بيگانهاند به خودشان بر گردانيد و با خودشان آشنا بسازيد .
اين است موقعيت لازمى كه رهبران فكرى و سياسى و روحانى به بشريت عرضه مىدارند و اين احتياجى است كه براى همگان قابل درك مىباشد . اما كجا است آن وسايل و واحدهايى كه بايستى اين محبوبترين آرمانها را براى بشريت امكان پذير و قابل وصول بسازد ؟ چرا در اين باره نمىكوشيم ؟ چرا خواهيم يك صدم آن چه را كه براى موقعيتهايى كه تنها از ديدگاه زندگى صورى انجام مىدهيم به موقعيت لازم مزبور عمل كنيم ؟
موقعيت لازم ابهام آميز احتياجات را ابهام آميز مىسازد
اگر دست يك يك افراد انسانى را بگيريد و به گوشه اى كشيده از او بپرسيد : شما به چه چيز احتياج داريد ؟ در اولين لحظات فوراً و بدون معطلى احتياجات فعلى خود را به شما خواهد شمرد ، همين كه شما به احتياجات فعلى او روشن شديد موقعيت لازمى را كه آن شخص براى خود منظور نموده است درك خواهيد كرد .
آن وقت خواهيد ديد كه اكثريت افراد انسانى در هر سيستم از مكاتب اجتماعى هم كه بوده باشند در بارهء اتخاذ موقعيت لازم فوق العاده كوتاه نظر و نزديك بين مىباشند . در عين حال با افرادى از انسانها هم روبه رو خواهيد گشت كه موقعيتهاى فوق العاده - در نظر گرفته و متوجه احتياجات مناسب با آن موقعيتها مىباشند .
اين هر دو گروه در موقعيت ايده آل خود شكى ندارند ، لذا در بارهء احتياجات مربوط نيز تشخيص و تمييز مناسب به خود داشته و حالت ابهامى براى آنها باقى نمانده است ، اگر چه گروه دوم تكامل يافته تر از گروه اول مىباشند . گروه سوم از انسانها نيز وجود دارند كه موقعيت مطلوب و احتياجات مربوطهء آنها را شخصيت و ( من