تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١

بوده است كه هر وقت خواسته آن را به وجود آورده است . براى توضيح اين مطلب جملات ذيل را از پىير روسو مطالعه فرماييد : « لئوناردو داوينچى ( 15119 - 1452 ) يكى از نمونه هاى بزرگ دانشمندان دوران تجدد و روش فكرى او مشخص اين عهد است . اين شخص كه نه دانشمند ، نه اهل صنعت و نه فيلسوف بود و حتى مىتوان گفت : كه تقريباً به طور مطلق بىسواد محسوب مىشد ، بيش از همه با روش اشراق و مكاشفه سر و كار داشت به طورى كه برقهاى درخشانى كه از نبوغ او ساطع مىگرديد ، قسمتهاى متفاوت از فكر بشرى را روشن مىساخت ، وى از جملهء دانشمندان قرون وسطى نبود ، زيرا - هر دانشمند قرون وسطايى از فلسفهء اسكولاستيك آكنده بود و مىبايست كتب ارسطو و سن توماس داگن را مطالعه كرده باشد و حال آن كه لئوناردو داوينچى كه خود آموخته اى بود ، در رشته هاى علمى همان قدر جاهل بود كه در فنون ادبى . از آن جا كه نقاش بزرگى بود نمىتوانست دانشمند بزرگى باشد ، اما قدرت مكاشفه اش وى را واداشت كه اساس بيش از سيصد اختراع صنعتى را روى كاغذ بياورد و از آن جا كه بنيان علمى اطلاعات او ناچيز بود هرگز نتوانست افكار خود را كه غالباً خيالى بيش نبود كاملًا به مرحلهء اجرا در آورد و آنها را به بهره بردارى قطعى برساند . » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه فعاليت نبوغ آميز لئوناردو داوينچى كه اساس بيش از سيصد اختراع را پى ريزى كرده است تنها ، مربوط به قدرت مكاشفهء او بوده است ، نه احساس احتياج . جملات ذيل را هم مىتوان به عنوان نمونهء اين كه همواره اختراعات و اكتشافات معلول احتياج نبوده است استشهاد كرد : « يك مصحح حقير چاپخانه در فرانسه به نام ادوارد لئون اسكوت يك فونوگراف واقعى براى ضبط صوت ابداع كرده بود ، اين دستگاه تشكيل مىيافت از

هامش
( 1 ) تاريخ صنايع و اختراعات ، پىير روسو ، ترجمهء آقاى صفارى ، ص 184 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 481 | محمد تقي جعفري