تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
هستى اساس خود را درمىيابد . نتيجهء اين مبحث اين است كه : سر نوشت يا نقشهء كلى الهى محصولى از تركيب ثابت و متغير كه دو ضد مخالفاند مىباشد . روبناى هستى ماده است و شئون آن ، اين ماده از نظر صورت و قوانين آن جنبه ثابت يعنى نقاط و خطوط و اشكال ثابت نقشهء كلى الهى است . فعاليت مستمرى خداوند و كارهاى اختيارى انسانها جنبهء متغير نقشهء كلى الهى است . بنا بر اين با تمام صراحت و قاطعانه مىتوان گفت : هيچ نقطه و خط و شكلى به عنوان اجزاى سر نوشت ازلى در بارهء كارهاى اختيارى انسانى وجود ندارد ، چنان كه هيچ وقت نقطه و خط و شكل نقشهء كلى الهى از ازل دست خدا را نبسته و اين نقشه على الدوام در حال متشكل شدن است . جلال الدين چقدر زيبا و منطقى اين مسئله را مطرح كرده است :
همچنين تأويل قد جف القلم بهر تحريض است بر فعل اهم پس قلم بنوشت كه هر كار را لايق آن هست تأثير و جزا كز روى جف القلم كژ آيدت راستى آرى سعادت زايدت چون بدزدد دست شد جف القلم خورد باده مست شد جف القلم ظلم آرى مدبرى جف القلم عدل آرى بر خورى جف القلم
ملاحظه مىشود كه بار است رفتن و كج رفتن خود انسان است كه سر نوشت ايجاد مىگردد ، نه اين كه سر نوشت ازلى انسان را به راست يا كج رفتن تحريك مىكند . ممكن است براى بعضى از اشخاص اين توهم پيش آيد كه ثابت و متغير چگونه با يكديگر ائتلاف نموده محصول واحدى را نتيجه مىدهند ؟ پاسخ اين توهم را هر فردى در آزمايشگاه درون خود مىبيند . توجه كنيم كه ( من ) انسانى هم قافيهء ثابت نشان مىدهد و هم قافيهء متغير هم درك مىكند و هم درك مىشود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 399 | محمد تقي جعفري