تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
حلقهء ديگرى به پاى متحرك ( من ايده آل ) مىبندد و به قول ميرفندرسكى : « چون به بىبندى رسد بند دگر بر جاستى » به طور كلى چون نيروى مولد آتش در ديناميسم حيات كه ( خود طبيعى ) آن را تصاحب كرده است پايدار بوده و به جز در مقابل عوامل جبرى مختل نمىگردد ، لذا هر چه كه ( من ايده آل ) آب بپاشد ، باز همان آتش حيات كه ( خود طبيعى ) خود را مالك آن مىداند ، شعله هاى خود را بلند مىكند . اين شعله ها و به قول ميرفندرسكى اين بندها تا آخرين لحظات زندگانى انسانى در مقابل حركت ( من ايده آل ) وجود دارد . به همين جهت است كه : عبور از اين جادهء بىنظير كه ميان دو ضد يا دو نقيض كشيده شده است كار همه كس نيست و به قول ويكتور هوگو در هر قرنى بجز سه يا چهار قهرمان انسانى هر چه كه بزرگ جلوه مىكند از ضعف بينايى ما است ، نه واقعاً آنها بزرگاند . نيز به همين جهت است كه انسان پس از عبور اين جادهء شگفت انگيز نمونه اى از عظمت خدايى را دارا مىگردد و به قول ابن سينا : « كاد ان يكون ربا انسانيا » . ( نزديك است كه رب النوع انسانى شود ) . اگر مقصود بودا از نيروانا انسان كامل باشد ، براى رسيدن به آن نيروانا مجبور است از اين جادهء خطرناك عبور نمايد . امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام فرموده است : « الناس كلهم هالكون الا العالمون و العالمون كلهم هالكون الا العاملون ، و العاملون كلهم هالكون الا المخلصون ، و المخلصون على خطر عظيم » . ( مردم همه در هلاكتاند مگر دانايان و دانايان همه در هلاكتاند مگر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 332 | محمد تقي جعفري