آنان كه به دانسته هاى خود عمل مىكنند و عمل كنندگان همه در هلاكتاند مگر آنان كه در عمل اخلاص مىورزند و آنان كه اخلاص مىورزند در خطر عظيمى هستند ) .
نتيجه اى كه از اين بيانات مىتوان گرفت اين است كه : چون وسيلهء تكامل انسان پيمودن راهى است كه يك طرف آن سقوط و طرف ديگر صعود است و به قول جلال الدين : يك طرف آن وصل و طرف ديگرش فصل است ، بنا بر اين كار پيامبران و مصلحين و مربى جوامع بشرى حساسترين و دشوارترين كارها است ، زيرا ، بايستى بشريت را از اين جادهء مخوف عبور دهند ، لذا كوچكترين اشتباه از طرف آنان سقوط و نابودى رهروان را در دنبال خواهد داشت .
( ( 1753 ) ) هر كسى را سيرتى بنهاده ايم
هر كسى را اصطلاحى داده ايم
( ( 1754 ) ) در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
« الطرق الى الله بعدد انفاس الخلائق . »
( راه ها به سوى خدا بعدد نفسهاى مخلوقات است ) .
در چند بيت ديگر با دو بيت فوق يك مسئلهء بسيار عالى مطرح شده است كه توضيح آنها ضرورى است ، اين مسئله عبارت است از :
اتحاد طرق گوناگون در رسانيدن انسانها به هدف نهايى .
درست است كه اين مسئله تا حدودى در مباحث گذشته مطرح شده است ، ولى دو نكته ديگر وجود دارد كه ما در اين مبحث مورد بررسى قرار مىدهيم .
يك - اگر مقدارى دقت كنيم اين حقيقت را خواهيم ديد كه : حتى يك انسان در طول زندگانى هدفى را كه انتخاب مىكند ، غالباً راه هاى مختلفى براى وصول به