تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
( ( 1769 ) ) تو ز سر مستان قلاوزى مجو جامه چاكان را چه فرمايى رفو ( ( 1770 ) ) ملت عشق از همه دينها جداست عاشقان را مذهب و ملت خداست ( ( 1771 ) ) لعل را گر مهر نبود باك نيست عشق در درياى غم غمناك نيست

روايت

« عن ابى عبد الله عليه السلام قال : ما من شيء مما احله الله ابغض إليه من الطلاق . » ( 1 ) ( حضرت امام صادق فرمودند : هيچ چيزى كه خدا آن را حلال كرده باشد مبغوضتر از طلاق نيست ) . « زرارة عن ابى جعفر عليه السلام قال قلت له كيف رايت : الشهيد يدفن بدمائه قال نعم فى ثيابه بدمائه و لا يحنط و لا يغسل . » ( 2 ) زراره مىگويد : به حضرت باقر عليه السلام گفتم : نظر شما چيست آيا شهيد با خونهاى خود دفن مىشود ؟ فرمود : بلى ، در لباسهايش با خونهاى خود و حنوط و غسل ندارد . )

( ( 1751 ) ) تو براى وصل كردن آمدى نى براى فصل كردن آمدى

وظيفهء پيشوايان توحيد برقرار ساختن رابطه ميان خدا و انسانها است

مضمون اغلب آيات بلكه همهء كه در بيان حكمت فرستادن انبياى عظام وارد شده است مطلب فوق را تثبيت مىكند ، حكمت رسالت پيامبران جز اين نيست
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، جزء دوم ، ج 7 ، باب 1 . .
( 2 ) همان مأخذ ، جزء دوم ، ج 1 ، باب 14 . .