است مربوط به اين روى پردهء طبيعت است ، زيرا ، معلولها و زاييده شدها در جريان كون و فساد پست قرار گرفته و حادثند كه به ايجاد كننده نيازمند مىباشند .
[ بىنوا چوپان ]
( ( 1748 ) ) گفت اى موسى دهانم دوختى
وز پشيمانى تو جانم سوختى [
چه ضربهء هولناك ]
( ( 1749 ) ) جامه را بدريد و آهى كرد تفت
سر نهاد اندر بيابانى و رفت