تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

از نظر مثبت و خواه از نظر منفى صورت جدىترى به خود گرفته است . ( 1 ) ما نمىخواهيم اين مسئله را از نظر تاريخى بررسى كنيم ، تنها مىخواستيم اين مسئله را تذكر بدهيم كه توجه به ما وراى طبيعت در همهء دوران و در همهء جوامع قابل مشاهده است . پس از ملاحظهء اين مقدمهء مختصر مىگوييم : اختلاف دورانها و جوامع و اشخاص در كيفيت توجه به خدا اصل قضيه را مختل نمىسازد ، ما در مباحث آينده در تشريح مراحل سه گانهء او گوست كنت مطالب مربوط به آن اختلاف را مورد كاوش قرار خواهيم داد . آن چه كه در اين مبحث مىخواهيم مورد دقت قرار بگيرد اين است كه پس از گذشت قرون و اعصار فراوان از آشنايى بشر با دو قلمرو جهان و انسان و پس از پشت سر گذاشتن بيست و يك تمدن به قول توينبى و پس از فعاليتهاى فراوان مغزى در عالىترين مسائل مربوط به هستى ، خدايى كه مورد توجه قرار مىگيرد آيا يك موضوع مبهم است كه با نفى مفاهيم ديگر به دست مىآيد ، يا اين كه شناسايى خدا به عنوان شناسايى يك حقيقت مثبت مىباشد ؟ مىگوييم : آرى ، ما مىتوانيم خدا را مانند يك حقيقت مثبت روشن بشناسيم . در مثال شناسايى ( من ) ديديم كه چگونه از مراحل پست معرفة النفس آغاز كرديم و در مراحل عاليه خود ( من ) را شناختيم . آن مراحل گوناگون در مسئلهء خدا هم وجود دارد به اين بيان كه ما اولًا در مراحل اوليه معرفت يك موجود مبهمى

هامش
( 1 ) مقصود از اين كه موضوع خدا با پيش رفت تمدنها صورت جدىترى به خود گرفته است ، اين نيست كه مردم متمدن كارهاى خود را رها كرده در خيابانها در بارهء خدا مىانديشند بلكه مقصود اين است كه هر چه عظمت طبيعت بيشتر كشف مىشود ، موضوع پشت پردهء طبيعت نيز دوشا دوش آن مورد توجه قرار مىگيرد و به قول بعضى از متفكرين خدايى كه به مغز مترلينگ خطور مىكند خيلى با عظمتتر از خدايى است كه به مغز قرون وسطايىها خطور كرده است ، از آن طرف براى انكار پشت پرده طبيعت كوششى كه امروزه ضرورت دارد خيلى زيادتر و دقيقتر از آن است كه در گذشته يك منكر ساده لوح احتياج داشته است . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 294 | محمد تقي جعفري