تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
اين ابيات تنها در نسخهء رمضانى ثبت شده است و در شرح مثنوى انقروى و در نسخهء نيكلسون و نسخهء موسى نثر وجود ندارد . البته مىتوان ميان مضامين ابيات فوق و بيت بعدى كه همهء نسخه هاى مثنوى آن را ثبت كرده‌اند رابطه اى بر قرار كرد و بهر حال چهار بيت فوق را به طور اختصار توضيح مىدهيم : در يكى از ابيات قبلى جلال الدين چنين گفته بود :
اين سخن ناقص بماند و بىقرار دل ندارم بىدلم معذور دار
با اين بيت از بيان حقايق غامضتر عذر خواهى كرده سپس توضيح داد كه با اين كه همهء واقعيات را نمىتوان بشمارش آورد ، ولى براى تشخيص نفع و ضرر در زندگانى بايستى مربيان نمونه هايى از علل و اسباب را به مردم بشمارند ، باشد كه مردم تا حدودى بتوانند در قلمرو زندگانى راه هاى مستقيم پيدا كرده و بتوانند از سنگلاخها نجات يابند . به نظر مىرسد كه جلال الدين پس از اين ، حالت اعتراض به خود گرفته ، يا به آن كسانى كه در صدد بيان كردن همهء حقايق بر مىآيند ( كه اين خود امكان ناپذير است ) اعتراض كرده مىگويد : از اين تصميم بىهوده دست برداريد و در آن صدد نباشيد كه آفتاب حقيقت را به يك باره آشكار بسازيد ، زيرا ، آشكار شدن اين آفتاب همان و در هم پيچيده شدن بساط هستى همان . بياييد به بيان سخنانى بپردازيم كه نتيجه و ميوه اى در خور اين پهنهء هستى داشته باشد و گفتارهاى ما فوق طاقت را كنار بگذاريم . در بيت اخير خواص سعد و نحس را كه براى ستارگان مطابق افسانه هاى كهن ذكر كرده بود پس گرفته و مىگويد : جنبش اختران چه كار مىتوانند انجام بدهند ؟ آن چه كه نتيجه و ثمرى مىتواند داشته باشد ، آن لطف عميم خداوندى است و بس .