مرتكب كار زشتى شود مسلماً مورد تعجب خواهد بود ، اما اين تعجب نه تنها موجب خنده نيست ، بلكه باعث ناراحتى و تاسف نيز خواهد بود . البته ممكن است در اين مورد براى كس ديگر كه فقط به هر خلاف توقعى مىخندد ، اينجا هم خنده آور بوده باشد ، اما انسانهاى ناظر در آن موجب تعجب بىكسان نمىنگرند .
ب - در آن هنگام كه فاصله ميان دو موقعيت بىنهايت پست و بىنهايت با عظمت انسانى را مورد توجه قرار مىدهيم در شگفتى زيادى فرو مىرويم ، اما نمىخنديم بلكه در تمام مواردى كه مخصوصاً براى اولين بار با پديده هايى روبه رو مىشويم كه بر خلاف اطلاعات و معلومات تثبيت شدهء ما در بارهء آن پديده است تعجب مىكنيم ، ولى خنده اى سر نمىدهيم .
بدينسان موارد ديگر نيز مانند تكرار ، جلب توجه ، ناهماهنگى ، تنبيه و هشدار ، بىاعتنايى ، عامل صد در صد خنده نيستند .
مسئلهء هشتم خنده از نظر ارزش آن
آيا خنده يكى از آرمانهاى واقعى انسانها است ؟ اگر مقصود از خنده همان حالت هيجان روانى باشد كه انسان در آن حالت خود را شادمان و پر نشاط احساس مىكند ، مسلم است كه اكثر افراد معمولى طالب اين خنده و انبساط روانى هستند ، پولها و وقتها صرف مىكنند كه وسيلهء خنده را به دست بياورند ، ولى در اين موضوع هم مانند ساير موضوعات انسانى سر و كار ما با موجودى است كه مىخواهد سودى براى خود جلب كند ، شاد و خندان شود تا لذت ببرد ، يا لذتى به دست مىآورد و در نتيجه شاد و خندان مىگردد ، آيا با فرض ارتباط شديدى كه ميان انسانها و تكاپوى آنان در زندگى وجود دارد مىتوان تصور كرد كه خندهء يك انسان از عاملى سرچشمه بگيرد كه ناگهان از آسمان افتاده يا از زمين روييده است ؟ البته چنين نيست ، بلكه عواملى كه در ما شادمانى و خنده ايجاد مىكنند