تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و با تمام اطمينان مىتوان گفت : مراتب مقاومت و استقلال ( خود ) ها از يك گرفته تا بىنهايت وجود دارد . فردى وجود دارد كه با كوچكترين اهانت ( خود ) را مىبازد ، فرد ديگرى هم وجود دارد كه اگر تمام مردم روى زمين با او خصوصيت بورزند ، او ( خود ) را نمىبازد . اديان حقه و دستورات اخلاقى همه و همه با اتفاق كلمه استحكام و استقلال شخصيت انسانى را اساسىترين جزء برنامهء خود قرار داده‌اند . هر چند كه شخصيت انسانى استقلال و عظمت پيدا مىكند ، اختيار و آزادى او در مقابل عوامل طبيعى و انسانى افزايش مىيابد و هر اندازه كه اختيار و آزادى افزايش پيدا كند از جنبهء ماشينى انسان كاسته مىشود ، گويى در نهاد همهء انسانها اين حقيقت پذيرفته شده است كه انسان ( چيز ) نيست بلكه ( كس ) است و تفاوت ميان اين دو مفهوم : تفاوت ميان همان پيچ و مهرهء ناخود آگاه است با روح با عظمت يك انسان آزاد . قضيهء ديگرى نيز به طور فطرى و طبيعى در درون انسانها وجود دارد كه ما بايستى در هر لحظه از ( چيز ) بودن به ( كس ) بودن ترقى كنيم ، بنا بر اين در آن هنگام كه استقلال شخصيت و جريان طبيعى آن را از دست مىدهيم ، خندهء ديگران بما هوشيارى مىدهد كه متوجه باش و ( خود ) را از خويشتن بيگانه مكن .

مسئلهء هفتم اقسام خنده هاى گوناگون

آن چه كه خندهء روانى در اشكال و حركات و پديده هاى صورت منعكس مىكند در مقابل انواع و اقسام آن پديده ها كه در درون انسان به عنوان انبساط يا شكفتگى يا ساير هيجانات روانى ايجاد مىگردد ناچيز و اندك است . در هر موقع كه به مختصات فيزيولوژى خنده در صورت متوجه مىشويم كافى نيست كه با ديدن انعكاسات فيزيولوژى صورت نوع هيجانى را كه در درون ايجاد شده است تشخيص بدهيم ، لذا در موارد زيادى هنگامى كه فردى در يك مجمع در ميان صحبت مىخندد پرسيم چرا مىخنديد ؟ در اين گونه موارد ممكن است پاسخهاى مختلفى بشنويم ، با اين كه انعكاس فيزيولوژى