تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
اكنون مسائلى را مطرح مىكنيم كه اين پديدهء روانى را تا حدودى براى ما روشن بسازد ، اين مسائل به قرار ذيل است : مسئله يكم خنده در زمينه اى ايجاد مىشود كه ارتباطى با انسان داشته باشد مفردات و مركبات مجموعى عالم جمادات و نباتات و حتى حيوانات غير انسانى هر وضع و شكلى كه به خود بگيرند ، مادامى كه تماسى به يكى از معلومات يا خواسته هاى انسانى نداشته باشند موجب خنده نخواهد گشت . مثلًا اگر در يك باغ ميان صدها درخت سبز و خرم و با طراوت يك درخت خشك ما را بخنداند براى آن است كه ما تصور مىكنيم در ميان جمعى از انسانها يك فرد برهنه اى بدون اعتنا به آن انسانها كه پوشاك معمولى پوشيده‌اند ايستاده است . حتى اگر يك ميمون كه در حال بازى در ما خنده ايجاد مىكند ، مثلًا در موقع عبور از ميان ساير ميمونها به گوش يكى از آنها بدون اين كه كارى با او داشته باشد داد مىزند و به راه خود مىرود ، اين خنده براى آن است كه ما در ميان انسانها چنين حالتى را خلاف قانون مىدانيم كه در موقع عبور از خيابان بدون علت فردى را غافلگير كرده به گوش او داد بزنيم و بدون توجه به اين كه كار خلافى كرده‌ايم با قيافهء عادى و متين به راه خود برويم ، حتماً تماشا كنندگان يا بعضى از آنها خواهند خنديد و گاهى مطلب معكوس مىشود ، يعنى خنده از آن جهت ناشى مىشود كه براى انسان جنبهء آلى غير انسانى را مىدهيم . مثلًا رانندهء اتوبوس در حالى كه مسافرها را جمع مىكند به كمك راننده بگويد : « آن دو نفر را هم بيند از بالا تا راه بيفتيم . » در اين مثال خنده از آن ناشى مىشود كه به جاى آن كه راننده بگويد صبر كنيد تا آن دو نفر هم سوار بشوند مانند اين كه به شاگردش بگويد : آن دو موجود جامد بىاختيار را مانند دو گونى برنج يا لپه بينداز بالا . . . اين مطلب يكى از اساسىترين مسائلى است كه در موضوع خنده مورد اهميت قرار مىگيرد ، اين مطلب در مسئلهء ششم بررسى خواهد شد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 247 | محمد تقي جعفري