تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

اگر توبهء يك انسان از روى حقيقت بوده باشد ، مسلماً از نظر روحى تصفيه شده و زنگ گناه از روحش زدوده شده است . آيا احتمال نمىرود كه پس از اين صيقلى شدن ارتكاب مجدد معصيت تأثير بيشترى در كدر ساختن روح داشته باشد ؟ آيا اين توبه هاى حرفه اى هر يك به نوبت خود مقدارى از پوست روح ما را نمىخراشد ؟ آيا اتكاء ما بتوبه و ارتكاب گناهان در ترديد روح ما نمىافزايد ؟ آيا تردد زياد ميان روشنايى و تيرگى ديده گان ما در نيم تاريكى مختل نمىسازد ؟ درست است كه توبهء واقعى خطا يا و لغزشهاى آدمى را محو مىسازد ، اما متوجه باشيم كه اگر پس از توبه باز هواى معصيت در دل ما راه بيابد ، در حقيقت ما توبه نكرده‌ايم ، بلكه تسليت موقتى در بارهء آن گناه براى خود داده‌ايم . موضوع توبه را امير المؤمنين على عليه السلام در نهج البلاغه به ترتيب ذيل بيان نموده است : شخصى در نزد امير المؤمنين عليه السلام گفت : استغفر الله آن حضرت فرمود : مادرت به عزايت بنشيند آيا مىدانى استغفار ( 1 ) ( طلب بخشايش و توبه ) چيست ؟ استغفار حقيقتى است كه در درجهء عليين قرار گرفته است . استغفار كلمه اى است كه شش معنى را بايد در آن منظور كنى : يكم پشيمانى از آن چه كه گذشته است . دوم تصميم قطعى به اين كه ديگر به سوى گذشته بر نگردى . سوم - حقوق مردم را بخودشان باز گردانى تا خدا را صاف و بىغل و غش و بدون اين كه در گردنت زنجيرى از حقوق مردم بسته شده باشد ملاقات كنى . چهارم تصميم بگيرى تمام واجباتى را كه ضايع كرده اى بجا آورده و حق آنها را ادا كنى .

هامش
( 1 ) گويا استغفار آن شخص با نيت فاسد يا بى حقيقت بوده است كه آن حضرت جمله فوق : ( مادرت به عزايت بنشيند ) را براى او گفته است . .