تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

و چيزى به او مفروش . . . » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه نه تنها داستان به پيغمبر اكرم مربوط نيست ، بلكه با معناى بيتى كه جلال الدين مىگويد نيز انطباقى ندارد . انقروى از بعضى نقل كرده است كه گفته‌اند : حضرت رسول صلى الله عليه و آله در ميان اصحاب خويش يك فرد فقير و بىنوايى داشت به نام مقوقس و اين شخص مزرعه اى داشت كه تمام پيرامون آن سنگلاخ بوده است ، روزى پيغمبر از كنار مزرعهء او مىگذشت ، مقوقس پيغمبر را ديد و از او خواهش و التماس كرد كه دعا كند و آن زمين سنگلاخ به خاك تبديل شود و اين دعا مستجاب شد . » ( 2 )

( ( 1652 ) ) هين به پشتى آن مكن جرم و گناه كه كنم توبه در آيم در پناه

توبه را پشتيبان گناه خود قرار ندهيد

آيات و روايات فراوانى در تحريك به توبه و پذيرش آن وارد شده است . صائب تبريزى مىگويد :
سبحه بر كف توبه بر لب دل پر از شوق گناه معصيت را خنده مىآيد ز استغفار ما
چه قدر خنده آور يا جاى تاسف است كه انسان به اميد دست يافتن به دوا خود را مريض بسازد و چقدر باعث خسارت است كه انسان به اميد توبه مرتكب جرم و گناه شود و بگويد : همواره در توبه باز است و من از اين گناهان توبه خواهم كرد
هامش
( 1 ) معجم البلدان ، ج 5 ، ص 176 . .
( 2 ) شرح انقروى ، ج 2 ، ص 141 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 242 | محمد تقي جعفري